تعیین مقدار مناسب استفاده از ترکیب سرباره ریزدانه و درشتدانه بر اساس خصوصیات مکانیکی مخلوطهای آسفالتی با استفاده از روش سطح پاسخ
نویسندگان
1 استاد، گروه راه و ترابری، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
2 دانشجوی دکتری راه و ترابری، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
3 دانشیار، بخش قیر و آسفالت، مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، تهران
4 دانشآموخته کارشناسی ارشد راه و ترابری، دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران
doi
10.22075/jtie.2021.22664.1516چکیده
استفاده از پسماند تولیدات صنعتی، مانند سرباره فولاد، در صنعت راهسازی، جهت کاهش استفاده از مصالح سنگی و همچنین مزایای زیستمحیطی ناشی از استفاده مجدد از آنها اهمیت زیادی دارد. تحقیقات در خصوص استفاده از سرباره فولاد بهعنوان جایگزین مصالح سنگی در روسازیهای آسفالتی به سبب بهبود برخی از خصوصیات اصلی این مخلوطها برای سالیان متمادی انجام گرفته است. در این تحقیقات، سرباره بهصورت کلی (شامل ریزدانه و درشتدانه با درصد یکسان) و یا بهصورت درشتدانه جایگزین مصالح سنگی گردیده است. اما از آنجا که برخی از خصوصیات مخلوطهای آسفالتی با تغییر مصالح ریزدانه یا ترکیبی متفاوت از ریزدانه و درشتدانه نسبت به جایگزینی همزمان و یکسان هر دو، تأثیرات متفاوتی را نشان میدهند، در این تحقیق، به بهینهیابی درصد استفاده از مصالح سرباره در اندازه ریزدانه و درشتدانه با استفاده از روش پاسخ سطح پرداخته شده است. در همین راستا، طرحهای اختلاط متفاوتی از این جایگزینی با استفاده از آزمایشهای مدول برجهندگی، مقاومت مارشال، کشش غیرمستقیم و حساسیت رطوبتی بررسی شدهاند. نتایج آزمایشهای انجام گرفته و تحلیل آنها، نوع رفتار ریزدانه و درشتدانه را در مخلوطهای آسفالتی مشخص کرده و در نهایت برای هر آزمایش، مدل پیشنهادی بر اساس شرایط تحقیق مشخص شده است.