آیا فلسفه برای کودکان به نسبیگرایی میانجامد؟
نویسندگان
1 پژوهشگر گروه فلسفه و فکرپروری برای کودکان و نوجوانان (فبک)، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
چکیده
در این مقاله در ابتدا رویکردهای نسبیگرایی، شکاکیت، و جزمگرایی با استفاده از تمثیل «فیل در تاریکی» تبیین شده و سپس رویکرد چهارمی با عنوان «واقعگرایی حداقلی» مطرح شده است. مؤلف بر این عقیده است که نیچه علیرغم رد حقیقت در آثار ابتدایی خود، نهایتاً در شش اثر پایانی خود به «واقعگرایی حداقلی» رسید. در ادامه سعی شده است این رویکرد، ضمن دو مبحث «تاریخ جهان حقیقی» و «منظرگرایی»، با استفاده از آثار نیچه بیشتر تبیین شود. نتیجه آنکه منظرگرایی نهتنها برابر با نسبیگرایی نیست، بلکه از اجزای اصلی رویکرد چهارم است که علیرغم پذیرش نظرگاههای مختلف در شناخت حقیقت و لزوم و ناگزیری از آنها و بنابراین ضرورت تشکیل حلقۀ کندوکاو برای شناخت حقیقت، آن را معادل انکار حقیقت و مساوی نسبیگرایی نمیداند. در پایان، ضمن اطلاق مباحث مطرح شده بر موضوع فلسفه برای کودکان، نتیجه گرفته شده که حلقۀ کندوکاو نهتنها به نسبیگرایی نمیانجامد بلکه، با اعتقاد به نسبیگرایی، اصولاً حلقۀ کندوکاوی شکل نمیگیرد و اصل شکلگرفتن حلقۀ کندوکاو اولاً به معنای باور به وجود حقیقت و ثانیاً وجود و لزوم نظرگاههای مختلف در شناخت حقیقت است و این مورد اخیر لزوماً معادل نسبیگرایی نیست.