رشد اخلاقى کودک و ادبیات داستانى به همراه بررسى آثار داستانى جمشید خانیان از منظر رشد اخلاقى
نویسندگان
1 دکتری فلسفه،استادیار، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران
doi
چکیده
نظریههاى روانشناختى دربارة اخلاق عمدتاً حول این سؤالات شکل گرفتهاند: چگونه، در چه سنّى و با چه سازوکارى قواى اخلاقى کودک شکل میگیرند و توانایىهاى اخلاقى او تثبیت میشوند. بخش اول این نوشته به مرور مختصر آراء پارهاى از مکاتب مهم روانشناسى دربارة اخلاق میپردازد. از آنجا که هدف اصلی بحث، پیوند اخلاق و ادبیات داستانی است، خواهیم کوشید تا از دل نظریههای مطرح شده سؤالاتی را برای سنجش و ارزیابی اخلاقی آثار داستانی استخراج کنیم. هدف از تهیة چنین فهرستی از سؤالات آن است که اولاً نشان دهد چگونه میتوان از دل آثار داستانی موضوعاتی برای تأمل اخلاقی کودکان و نوجوانان به دست آورد و به عنوان نمونه در نشستها و جلسات فلسفه برای کودک (P4C) از آنها سود جست، و ثانیاً با در دست داشتن چنین فهرستی میتوان تشخیص داد که آثار داستانی مورد پژوهش عمدتاً به کدام جنبههای اخلاقی پرداختهاند و کدام جنبهها را مغفول گذاشتهاند. در بخش دوم مقاله، به سراغ آثار داستانى جمشید خانیان خواهیم رفت و میکوشیم با توجه به چارچوب نظرى فراهم شده در بخش نخست، مؤلفهها و عناصر مربوط به اخلاق را در میان شش اثر داستانى او بازشناسى و تحلیل کنیم.