رویکرد نظام دادرسی انگلستان در واکنش به دعوا و دفاع واهی و مقایسه آن با حقوق ایران
نویسندگان
1 استاد، گروه علوم انسانی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم انسانی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، تهران، ایران
3 استادیار، گروه علوم انسانی، دانشکده حقوق، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب، ایران
doi
10.22099/jls.2024.48593.5031چکیده
مقدمه: قاعده بنیادین دستیابی همگان به عدالت، با ضرورت پیشگیری از طرح دعاوی واهی که مصداق بارز سوءاستفاده از حق دادرسی هستند، در تعارض قرار میگیرد. قانونگذاران در مواجهه با این تعارض و بر مبنای قاعده «دفع افسد به فاسد»، تلاش میکنند تا با پذیرش ضرر کمتر (محدودیت دعاوی واهی)، از زیان بزرگتر (تضییع عدالت) جلوگیری کنند. بااینحال، قانونگذار ایران معیار روشنی برای تشخیص دعوای واهی ارائه نکرده و رویکرد آن صرفاً بر احراز «علم خواهان به غیرمحق بودن» متمرکز است؛ شرطی که اثبات آن، بهویژه در امور موضوعی، برای دادگاهها بسیار دشوار و گاه غیرممکن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رویکرد نظام دادرسی انگلستان در پیشگیری و مقابله با دعاوی و دفاعیات واهی و مقایسه آن با خلأهای موجود در حقوق ایران انجام شده است. مسأله اصلی آن است که نظام حقوقی انگلستان چگونه توانسته است میان حق دسترسی به دادگاه و ضرورت جلوگیری از