چشمانداز انرژیهای تجدیدپذیر از منظر حقوق مالکیت فکری؛ آزمونی فراروی حقوق ایران
نویسندگان
1 استادیار حقوق خصوصی، گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه جهرم، جهرم، ایران
doi
10.22099/jls.2025.52078.5252چکیده
مقدمه: انرژی یک نیاز بنیادین برای استمرار توسعه اقتصادی، تدارک و تأمین رفاه و آسایش زندگی بشر است. استفاده از سوختهای فسیلی (نفت، گاز، زغالسنگ و غیره) به قدری سریع و بیرویه بوده که نهتنها تعادل اکولوژیک را تغییر داده است بلکه موجودیت نوع بشر را تهدید میکند. برای مقابله با این مسئله اقبال به تدارک نیرو از منابع انرژی تجدیدپذیر فزونی یافته است؛ بهطوریکه توجه به انرژیهای تجدیدپذیر به یکی از مهمترین موضوعات در زمینه توسعه و جابهجایی مرز دانش در حیطه حقوق مبدل شدهاند. از این منظر، انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان مواهب الهی و پیوند میان طبیعت و بشریت، یک منبع انرژی جایگزین و انتخاب استراتژیک جهت توسعه پایدار اجتماعی و اقتصادی شناخته میشوند.موضوع انرژیهای تجدیدپذیر در تقاطع حقوق بشر، حقوق محیطزیست، حقوق مالکیت فکری و انتقال فناوری واقع است. این نوشتار تلاش کرده تا سیمای تحول به سمت سیستم انرژی پاک را از رهگذر حقوق مالکیت فکری بررسی کند. در این راستا، یکی از ابعاد زیستمحیطی ناظر بر حقوق مالکیت فکری را فناوریهای نوین مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر تشکیل میدهند. به باور برخی از محققان، رابطه میان حقوق مالکیت فکری و انرژیهای تجدیدپذیر، چشمانداز جدید را از وضعیت حال و آینده این دسته از انرژیها افاده میکند. روش: علیرغم ضرورت و اهمیت انرژیهای تجدیدپذیر، چالش اصلی گسترش استفاده از انرژیهای پاک، به تعارض منافع کشورهای جهان شمال و جنوب در بحث انتقال فناوری این نوع از انرژیها بر میگردد. کشورهای توسعهیافته صنعتی عمدتاً مجهز به فناوریهای مرتبط با انرژیهای تجدیدپذیر هستند و دانش فنی آن را با صرف هزینههای هنگفت در تحقیق و توسعه کسب کردهاند، لیکن تمایلی به در اختیار نهادن این تکنولوژیها ندارند و این امر ذاتاً با هدف حق حیات بشری و تمتع از محیطزیست سالم تنافی دارد. بنابراین تحقیق حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی و توصیفی و شیوه گردآوری منابع از طریق کتابخانهای به این سؤال اساسی پاسخ دهد که چگونه باید در جریان انتقال فناوریهای پاک به کشورهای در حال توسعه، به حقوق مالکیت فکری نیز احترام گذارد؟بررسی دیدگاه موافقان و مخالفان حمایت از انرژی تجدیدپذیر در پرتو حقوق مالکیت فکری این پرسش را پیش میآورد که آیا انحصارگرایی ناشی از داراییهای فکری بهعنوان یک مانع جهت انتقال تکنولوژی این دست از انرژیها محسوب میشود یا باید آن را در پرتو منفعت و مصلحت همگانی تعدیل و تسهیل کرد؟ اساساً نقش حقوق مالکیت فکری در ترویج و اشاعه فناوریهای متضمن انرژی پاک چیست؟ سرمایهگذاری در پروژههای مربوط به انرژیهای تجدیدپذیر بهطور معمول مستلزم حجم بالایی از توان مالی، سیاستگذاری متناسب با استقرار دستگاهها جهت انطباق با زیرساختهای جذب و ظرفیتهای صنایع داخلی و نیز ریسک بالای درآمدزایی است که معمولاً مستلزم انتظار زمان طولانی برای بازگشت سرمایه است. یافتهها: با اذعان به اهمیت کربنزدایی فناوریهای پاک، در سطوح ملی و بینالمللی نیز ابزارهای زیستمحیطی و فناورانه، از سیاست فراگیر و کلی کاهش تغییرات آبوهوا تا گرایش به سوی منابع جدیدی از انرژیهای تجدیدپذیر مورد توجه قرار گرفته است. اهمیت مسئله نشان میدهد که انتشار بینالمللی فناوریهای کمکربن، سنگ بنای مذاکرات مربوط به آب و هوا از زمان تصویب کنوانسیون چارچوب متحد در مورد تغییرات اقلیمی بوده است.این مقاله نشان میهد که حقوق مالکیت فکری با حفاظت کامل از فناوریهای انرژی پاک میتواند در کاهش تحولات آب و هوایی نقشآفرین باشد. حفاظت حقوق مالکیت فکری ضمن این که به توسعه تکنولوژی انرژیهای تجدیدپذیر کمک میکند، میتواند بر سر راه انتقال فناوری این دسته از انرژیها وقفه بیندازد. دارندگان داراییهای فکری در صورت اطمینان و در قبال تضمینات کافی، به انتقال تکنولوژیهای مرتبط با صنایع تولید انرژی تجدیدپذیر مبادرت میورزند. در مقابل، فقدان حمایت کافی از حقوق مالکیت فکری در کشورهای گیرنده تکنولوژی میتواند مسیر دسترسی به چنین فناوریهایی را مسدود کند. بنابراین، قلمرو فناوریهای پاک مرز موضوعی را تعیین میکند که در آن با رویکرد حفاظتی حقوق مالکیت فکری تلاقی مییابد. در راستای حمایت از حقوق بنیادین بشر و برای رهایی از چالش پیشروی، نهتنها توصیه شده تا داراییهای فکری مرتبط با انتقال فناوری انرژیهای تجدیدپذیر را متعلق به حوزه قلمروی عمومی به شمار آورد؛ بلکه حتی پیشنهاد حذف فناوریهای سازگار با محیطزیست از دایره اختراعات قابل ثبت و دسترسی بالسویه آن برای همه کشورها طرح شده است.بر این بنیان، حفاظت از انرژیهای تجدیدپذیر ذیل چتر حمایتی حقوق مالکیت فکری، ضمن حمایت از ابداعات و نوآوریها در این زمینه، بر ترویج انتقال فناوری با رعایت حقوق انحصاری مالکیت فکری تأکید دارد. بااینحال، در این نظام رعایت ملاحظات زیستمحیطی شرط قابل حمایت بودن اثر به شمار نمیرود. اساساً، تکنولوژی استحصال برق از منابع طبیعی مبین ابداعات و متضمن دانش فنی و ضمنی است که در قالب حقوق مالکیت فکری میتوان برای آن محمل حمایتی یافت. بنابراین، حقوق مالکیت فکری یک عامل کلیدی در فرآیند نوآوری و تصمیمگیری برای سرمایهگذاری در فعالیتهای تحقیق و توسعه را تشکیل میدهد. نتیجهگیری: امروزه ناترازی برق در کشورمان به یک معضل جدی مبدل شده و خاموشیهای مکرر قطع نظر از نارضایتیهای عمومی، تولید و پایداری صنایع را تهدید روبهرو میکند. به نظر میرسد که در حقوق داخلی با توجه به گستره وسیع منابع انرژی سبز و وجود ظرفیتهای بالقوه فراوانی، از جمله انرژی خورشیدی، آب، باد، زمینگرمایی، زیستتوده، جریانهای دریایی و غیره که در جغرافیای ایران وجود دارد، اتخاذ راهبردهایی مانند سادهسازی و تسهیل فرآیند درخواست و تأیید اختراع مربوط به این نوع انرژیها، ارائه حمایتهای مالی و مشوقها برای مبتکران آنهاو تحقیق و توسعه با مهیا کردن بستر سرمایهگذاری مستقیم خارجی بهویژه با چشمداشت به انرژیهای تجدیدپذیری که به مرحله بلوغ نرسیدهاند، میتوانند کشور را به سمت استقبال از انرژیهای تجدیدپذیر در پرتو حقوق مالکیت فکری رهنمون سازد.