مقایسه روش‌های برآورد خطر فرسایش کرانه ای با استفاده از مدل NBS (مطالعه موردی: رودخانه گلالی قروه)

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار، گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای طبیعی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22111/jneh.2017.3217
چکیده

پدیده فرسایش و انتقال رسوب از جمله فرآیندهای هیدرودینامیکی مهمی است که بسیاری از سیستم های هیدرولیکی نظیر حو ضه های آبریز، رودخانه ها، سواحل و بنادر، سدها، پل ها، جاده ها، کشتزارها و تأسیسات عمرانی را متأثر می سازد. در این مقاله برای بررسی فرسایش کرانه رودخانه گلالی قروه به عنوان یک رودخانه ناپایدار، از نقشه برداری میدانی و گوگل ارث استفاده شد و پارامترهای مورفولوژی مجرا و میزان فرسایش کرانه رودخانه بر اساس شاخص تنش برشی نزدیک کرانه رودخانه  (NBS) راسگن، بدست آمد. ارزیابی فشار برشی نزدیک کرانه در پیش­بینی فرسایش بسیار با اهمیت است طوری که نشان دهنده توزیع انرژی جریان در مقطع عرضی مجرا بویژه کرانه مجرا می­باشد و  این توزیع نامتناسب انرژی جریان می­تواند منجر به فرسایش کرانه شود. برای تخمین NBS  از سه روش نسبت شعاع انحناء به عرض دبی لبالبی (Rc/Wbkf)، نسبت حداکثر عمق نزدیک کرانه به متوسط عمق دبی لبالبی (dnb/dbkf) و نسبت تنش برشی نزدیک کرانه به تنش برشی دبی لبالبی (tnb/tbkf)استفاده شد. نتایج نشان داد که در روش (Rc/Wbkf)، میزان فرسایش‌پذیری کرانه در اکثر  مقاطع، متوسط تا خیلی کم بوده، در روش (dnb/dbkf) در اکثر مقاطع فرسایش­پذیری کرانه­ها در حد کم بوده و در روش  (tnb/tbkf)خیلی زیاد است که نهایتآ روش نسبت حداکثر عمق نزدیک کرانه به متوسط عمق دبی لبالبی (dnb/dbkf)با توجه به واقعیت صحت بیشتری نسبت به روش های نسبت شعاع انحناء به عرض دبی لبالبی (Rc/Wbkf) و نسبت تنش برشی نزدیک کرانه به تنش برشی دبی لبالبی (tnb/tbkf)دارند و  برای رودخانی گلالی مناسب ترند.