نسبت سواد رسانهای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه: نمونه موردی زنان شهر مشهد
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز، ایران
2 دانش آموخته ، دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697-19395 تهران، ایران
3 استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه پیام نور، صندوق پستی 3697-19395 تهران، ایران
doi
10.22099/jls.2025.52992.5311چکیده
مقدمه: تبدیلشدن به شهروند فعال، فرایندی پیچیده است که نیازمند برابری حقوقی گروههای اجتماعی یا حداقل احساس برابری با سایر شهروندان است. احساس برابری، انصاف، استقلال اقتصادی و رفع نیازهای اساسی، جوهره حقوق اجتماعی عادلانه را تشکیل میدهد و نگرش شهروندان به این حقوق، پایه عدالت اجتماعی است. رسانهها بهعنوان میانجی، نقش کلیدی در شکلدهی به این نگرش دارند و سواد رسانهای، شامل مهارتهای دسترسی، تجزیهوتحلیل، ارزیابی و مشارکت در محتوای رسانهای، به عاملی تعیینکننده در این فرایند تبدیل شده است. در ایران، بهویژه در شهر مشهد با بافت فرهنگی-مذهبی خاص، نگرش زنان به حقوق اجتماعی عادلانه تحت تأثیر سواد رسانهای و ارزشهای مذهبی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سواد رسانهای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه در میان زنان شهر مشهد انجام شد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل رابطه سواد رسانهای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه (شامل استقلال اقتصادی، برابری، انصاف و رفع نیازهای اساسی) در میان زنان شهر مشهد است. اهداف فرعی شامل بررسی این رابطه در ابعاد مختلف حقوق اجتماعی عادلانه و تحلیل تفاوتهای نگرش بر اساس متغیرهای جمعیتشناختی (سن، تحصیلات، درآمد، شغل و وضعیت تأهل) است. روش: این پژوهش از روش پیمایشی با رویکرد توصیفی-همبستگی استفاده کرده است. جامعه آماری شامل زنان ساکن شهر مشهد (بیش از 1.5 میلیون نفر بر اساس سرشماری 1395) بود. نمونهای 350 نفری با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای از 7 منطقه شهری (مناطق 1، 2، 5، 7، 9، 11 و 12) و 17 محله انتخاب شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای با طیف لیکرت پنجگزینهای بود که روایی محتوا و صوری آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.921 برای سواد رسانهای و 0.935 برای نگرش به عدالت) تأیید شد. دادهها با نرمافزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند، شامل تحلیل توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، همبستگی پیرسون، آزمون تی، ANOVA و تحلیل مسیر. یافتهها: نتایج نشان داد که سواد رسانهای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه رابطه مثبت و معناداری دارد (R² = 0.41). بعد رفتاری سواد رسانهای (β = 0.40) بیشترین تأثیر را داشت، در حالی که مشارکت (β = 0.25) کمترین اثر را نشان داد. همبستگیها حاکی از ارتباط قوی بین بعد رفتاری و نگرش به عدالت (r = 0.70) بود. زنان جوانتر (18-35 سال) به دلیل تعامل با رسانههای دیجیتال، نگرش قویتری به استقلال اقتصادی داشتند، در حالی که زنان بزرگسال (56-75 سال) به انصاف و رفع نیاز گرایش بیشتری نشان دادند. تحصیلات بالا و درآمد متوسط با نگرش به برابری مرتبط بودند و زنان متأهل نگرش قویتری به انصاف و رفع نیاز داشتند. بافت فرهنگی-مذهبی مشهد، نگرش به انصاف و رفع نیاز را تقویت کرد. نتیجهگیری: یافتهها با نظریههای رالز، فرکلاف، هال، بندورا و مید همراستا بود و نشان داد سواد رسانهای، بهویژه از طریق رفتار فعال و تحلیل انتقادی، نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه را در زنان مشهدی تقویت میکند. ارزشهای مذهبی مشهد، انصاف و رفع نیاز را پررنگتر کرده و تفاوتهایی با مطالعات غربی نشان داد که بر فردگرایی تمرکز دارند. مقایسه با مطالعات داخلی نیز تأثیر بافت مذهبی مشهد را تأیید کرد. این پژوهش پیشنهاد میدهد برنامههای آموزشی سواد رسانهای با ارزشهای محلی همراستا شوند و قوانین اجتماعی برای حمایت از نگرش عدالتمحور بازنگری شوند. این مطالعه با تلفیق نظریههای غربی و بومی، چارچوبی نوین برای تحلیل سواد رسانهای در بستر فرهنگی-مذهبی ارائه داد و تأثیر ارزشهای جمعی را بر نگرش به عدالت برجسته کرد. بررسی تفاوتهای جمعیتشناختی در این بستر، به غنای ادبیات عدالت اجتماعی افزود.