واکاوی ارتباط عناصر نظریة خرده فرهنگ دهقانی راجرز با توسعة مناطق روستایی (مطالعة موردی: روستای گلین، شهرستان سنندج)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2021.314996.1008218چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی عناصر نظریة خرده فرهنگ دهقانی، که راجرز آنها را موانع توسعه دانسته، انجام شده است. نظریة یادشده در روستای گلین شهرستان سنندج آزمون شده است تا از این طریق شناخت جامعی از بافت اجتماعی جامعة مورد بررسی حاصل شود؛ به این منظور که مشخص شود آیا عناصر خرده فرهنگ دهقانی به صورتی که مورد توجه راجرز بوده در جامعة مورد بررسی صدق می کند. جامعة مورد بررسی 344 خانوار دهقانان اند که داده ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با بررسی دیدگاه 35 دهقان و تشکیل 7 بحث گروهی با استفاده از روش های مصاحبة عمیق و بحث گروهی متمرکز اشباع نظری حاصل شد. براساس یافته های پژوهش، عناصر خرده فرهنگ دهقانی در جامعة یادشده، با آنچه راجرز و سایر نظریه پردازان این حوزه مطرح کرده اند، مطابقت ندارد؛ به طوری که فقط در مؤلفة عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی یافته ها بیانگر نارضایتی مردم از وضع موجود به دلیل نبود اعتماد در بین آنهاست. بنابراین، می توان گفت چنانچه مؤلفه های خرده فرهنگ روستایی با مطالعات صحیح و متناسب با نیازهای نوین و با شرایط امروز جامعه بازسازی و بازاندیشی شوند می توانند به عنوان محرکی در فرایند توسعه و مشارکت روستایی عمل کنند.