بررسی معیار هدف نظامی در حقوق بینالملل بشردوستانه با تأکید بر حمله اسرائیل به صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در جنگ 12 روزه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، حقوق بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
2 استادیار دانشگاه مازندران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، مازندران، ایران
doi
10.22099/jls.2026.55408.5449چکیده
مقدمه: تحولات فناورانه، گسترش عملیات اطلاعاتی و نقش فزاینده رسانهها در جنگهای معاصر، مرزهای سنتی میدان نبرد را دگرگون کرده و زیرساختهای رسانهای را در معرض ادعاهای نوین درباره «نظامی بودن» قرار داده است. در این چارچوب، پرسش بنیادین آن است که آیا و تحت چه شرایطی یک رسانه دولتی میتواند بهعنوان «هدف نظامی» تلقی شود. مقاله حاضر با تمرکز بر حمله گزارش شده اسرائیل به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB) در جریان جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، به بازخوانی معیارهای ماده ۵۲ (۲) پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ و نسبت آن با اصول تفکیک، تناسب و احتیاط میپردازد. هدف اصلی پژوهش، ارائه تفسیری مضیق، شواهد محور و منطبق با فلسفه حمایتی حقوق بینالملل بشردوستانه از مفهوم «هدف نظامی» و ارزیابی انطباق حمله مزبور با این معیارهاست.روش: پژوهش با روش تحلیل دکترینال و تطبیقی انجام شده است. ابتدا چارچوب هنجاری حاکم بر تعریف هدف نظامی در پرتو پروتکل الحاقی اول و تفاسیر رسمی کمیته بینالمللی صلیب سرخ (ICRC) بررسی میشود. سپس رویههای شاخص، از جمله بمباران رادیو و تلویزیون صربستان (RTS) در سال ۱۹۹۹ توسط ناتو و حملات به رسانهها در عراق (۲۰۰۳) و فلسطین، تحلیل تطبیقی میشود. در گام بعد، یک چارچوب عملیاتی سه معیاری مبتنی بر ماده ۵۲(۲) طراحی میشود که شامل: (الف) احراز مشارکت مؤثر در عمل نظامی، (ب) وجود مزیت نظامی قطعی و ملموس در زمان حمله، و (پ) رابطه علی و زمانی میان تخریب هدف و تحقق مزیت نظامی است. این چارچوب با اتکا به شواهد علنی و قابل راستی آزمایی بر وضعیت IRIB تطبیق داده میشود و در صورت تردید معقول، قاعده تردید به نفع غیرنظامی بودن هدف اعمال میگردد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که صرف دولتی بودن رسانه یا ایفای نقش تبلیغاتی و سیاسی، برای خروج آن از حمایت غیرنظامی کفایت نمیکند. مطابق ماده ۵۲(۲)، احراز هم زمان «مشارکت مؤثر در عملیات نظامی» و «مزیت نظامی معین و قطعی» ضروری است و این معیارها باید بر پایه شواهد فنی، عینی و همزمان با حمله اثبات شوند. بررسی شواهد علنی موجود درباره IRIB عمدتاً ناظر بر فعالیتهای رسانهای و تبلیغاتی است و دادههای قابل راستیآزمایی مبنی بر ارتباط عملیاتی مستقیم با سامانههای فرماندهی و کنترل یا انتقال اطلاعات تاکتیکی ارائه نشده است. همچنین رابطهای فوری و ملموس میان تخریب زیرساخت رسانهای و تحقق مزیت نظامی قطعی احراز نشده است. افزون بر این، شواهد کافی درباره اتخاذ تمامی احتیاطات ممکن و انجام ارزیابی دقیق تناسب در دسترس نیست و با توجه به تلفات انسانی و آثار اجتماعی حمله، احتمال نقض اصول تفکیک، احتیاط و تناسب تقویت میشود.نتیجهگیری: مقاله نتیجه میگیرد که اطلاق عنوان «هدف نظامی» به رسانههای دولتی مستلزم تفسیری مضیق و مبتنی بر ادله فنی و قابل راستیآزمایی است. در مطالعه موردی IRIB، بر اساس اطلاعات علنی موجود، شرایط مقرر در ماده ۵۲(۲) به طور کامل احراز نشده و اعمال قاعده تردید به نفع غیرنظامی بودن هدف ضروری به نظر میرسد. پژوهش پیشنهاد میکند برای جلوگیری از توسعه بیضابطه مفهوم هدف نظامی در مخاصمات اطلاعات محور، دستورالعملهای شفافتر و سازوکارهای تحقیق مستقل درباره ادعاهای «استفاده نظامی» از رسانهها در سطح بینالمللی تدوین شود تا هسته حمایتی حقوق بینالملل بشردوستانه حفظ شود.