امکان اخلاق‌سازی در فرایند استدلال قضایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه تهران پردیس البرز

doi
10.22059/jlq.2020.263757.1007082
چکیده

فرایند استدلال قضایی مسئله‌ای اساسی مبتنی بر تفکرات فلسفی قاضی است.نحوۀ تطبیق مفاهیم کلی مواد قانونی با مصادیق خارجی آن، همواره تحت تأثیر نگاه فلسفی یا زبانی قاضی قرار دارد. هر نظریۀ فلسفی از زاویۀ متفاوتی به آن می‌نگرد. براساس رویکرد دیالکتیکی هگل و کارکرد زبانی ویتگنشتاین و تفسیر گادامری از قانون، فرایند استدلال قضایی امکان اخلاق‌سازی به‌خصوص طبق مکاتب غیرواقع‌گرا را داراست. مقالۀ پیش‌رو با نگاهی نو مبتنی بر روش تحلیلی و توصیفی، به واکاویامکان اخلاق‌سازی در فرایند استدلال قضایی پرداخته است. از دیدگاه هگل، حقوق به‌سبب دیالکتیک حاکم بر اراده‌گرایی قاضی در استدلال قضایی، در حال «شدن» است. این امر عنصری اساسی برای تحقق «اکنون اجتماعی» است و «اکنون اجتماعی» بستری برای شکل‌گیری هنجارهای اخلاقی است. طبق رویکرد کارکرد زبانی در فرایند استدلال قضایی، زبان فقط بازتاب‌دهندۀ مفاهیم نیست، بلکه سازندۀ آن است. فرایند استدلال قضایی ممکن است به تغییر عناوین کیفری یا حقوقی منتهی شده و موجب تغییر یا خلق هنجارهای اجتماعی شود. در هرمنوتیک فلسفی بین نگرش فلسفی قاضی و متن قانون دور هرمنوتیکی وجود دارد. در هر قرائت، مفاهیم جدید به‌دست می‌آید که درست و قابل اعمال است. این نظریه در فرایند استدلال قضایی و اجرای قوانین مطابق آن در شکل‌گیری ارزش‌های اخلاقی نقش اساسی دارد. ازاین‌رو طبق نظریۀ هگل در معرفت اخلاقی فرایندهای سه‌گانه، به اخلاق‌سازی منجر می‌شود.