رابطه بین ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک و کیفیت میوه برخی ارقام و ژنوتیپهای"به" طی دوره پس از برداشت
نویسندگان
1 دانشیار، پژوهشکده میوههای معتدله وسردسیری، موسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد، پژوهشکده میوههای معتدله وسردسیری، موسسه تحقیقات علوم باغبانی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
doi
10.22084/ppt.2024.27301.2090چکیده
این پژوهش بهمنظور تعیین ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و غلظت عناصر غذایی در میوه "به" رقمهای ویدوجا، به اصفهان و بهتا و ژنوتیپهای امیدبخش ( NB4، NB2،KVD2) تحتتأثیر تنش آهک خاک (خاکهایی با بافت سیلت-لومی-رسی (13 درصد کربنات کلسیم معادل خاک)، لومی-رسی (14 درصد کربنات کلسیم معادل خاک)، سیلت-لومی-رسی (15 درصد کربنات کلسیم معادل خاک) و لومی (16 و 18 درصد کربنات کلسیم معادل خاک) در زمان برداشت و در طول دوره نگهداری در سردخانه (زمانهای 0، 60 و 120روز) در سالهای 1399 و 1400 انجام شد. نتایج بهدستآمده از آزمون لاندای ویلکز نشان داد که از بین متغیرهای تحقیق، متغیر دوره انبارمانی در سردخانه بیشترین تأثیر بر کیفیت میوه نسبتبه دو متغیر دیگر (رقم و مقدار کربنات کلسیم معادل خاک) را داشت، هرچند که ویژگیهای فیزیکوشیمیایی و غلظت عناصر غذایی در میوه رقمها در دوره انبارمانی در مقادیر مختلف کربنات کلسیم معادل خاک متفاوت بود. بیشترین شاخص طعم میوه در ژنوتیپ امیدبخش NB2 و رقم به تا در خاکهایی با بافت لومی و با 18 درصد کربنات کلسیم معادل خاک و تا سه ماه انبارمانی نسبتبه دیگر رقمها مشاهده گردید. در هیچکدام از رقمها و ژنوتیپهای موردمطالعه در سطوح بالای آهک خاک و در سه ماه انبارمانی، نسبتهای عناصر غذایی ( Ca/Mg+K ،N/Ca, و B×10-3/Ca) در میوه، که نقش تعیینکنندهای در بروز عوارض فیزیولوژی تغذیهای در طول دوره انبارمانی در میوه (لکه قهوهای در میوه، آب گزیدگی، شیرینی کمتر، بدرنگ و بیمزه شدن) دارند، با اعداد مرجع استاندارد مطابقت نداشت.