فهم عرفی و اثر رهایی‌بخش قضاوت

نویسندگان

1 دکتری حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jlq.2021.267079.1007113
چکیده

قضات در حل اختلاف و اجرای حق، قانون را تفسیر می‌کنند و در این تفسیر ای‌بسا برای رسیدن به عدالت یا حق از منظور قانون‌گذار دور می‌شوند. آنان در تفسیر موضوع و حکم، ممکن است به راه‌های گوناگونی بروند و این تکثر، از ترس بدل شدن به استبداد و ستم قضات و از دست دادن ارزش حاکمیت قانون، منفور تلقی شده است. اما بندی که قضات را متصل می‌گرداند و در نهایت به وحدت در عین کثرت می‌انجامد، خود قانون یا حتی دخالت قانون‌گذار برای ایجاد وحدت نیست، بلکه فهم عرفی آنها از قانون و وقایع پرونده است. فهم عرفی از این نظر که تفسیر قاضی را قالب‌بندی می‌کند تا حدودی به انسجام می‌انجامد، اما از سوی دیگر، قضاوت را به ویژگی ذاتی فهم عرفی، یعنی اکثریت‌گرایی و حفظ وضع موجود، پیوند می‌زند. چنین پیوندی می‌تواند در تعارض با یکی از آرمان‌های قضاوت، یعنی رهایی‌بخشی قرار گیرد. اما نقش قاضی تنها فصل اختلاف نیست که به اعمال مستقیم قانون و فهم عرفی بسنده کند. قضاوت همواره این ظرفیت را دارد که قانون، عرف و سایر قواعد حقوقی را برای اعمال حق، تفسیر کند.