نقد و توجیه نقش دلیل عقلی در تفسیر گزارههای حقوقی
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jlq.2021.281376.1007215چکیده
در فرایند فهم متن، عوامل بسیاری دخیلاند که در این پژوهش، نقش دلیل عقلی به معنای رایج در دانش اصول استنباط بهعنوان یکی از این عوامل در فرایند فهم گزارههای حقوقی بررسی شده است. دلیل عقلی در اصول استنباط معمولاً بهعنوان منبع استنباط حکم مطالعه میشود، اما کارکردهای دیگری هم دارد که نقش ادراکی و تفسیری آن از این قبیل است. بهکارگیری عقل در تفسیر گزارههای حقوقی، از یک سو نیازمند توجیه ضرورت و تبیین آثار آن بوده و از سوی دیگر مستلزم پاسخگویی به ایرادات منتقدان است که این مقاله در مقام بررسی این موارد قرار دارد. کلیدیترین وجه ضرورت نظریه دخالت دلیل عقلی در تفسیر متن قانونی حجیت دلیل عقلی بهواسطة قطعآور بودن آن است. از مهمترین آثار پذیرش دخالت دلیل عقلی به رسمیت شناخته شدن دلیل عقلی بهعنوان یکی از منابع علم حقوق است و از بارزترین چالشها و ایرادات وارد بر این نظریه علاوهبر نبود معیار بهمنظور سنجش عقل و دلیل عقلی، تعارض میان تفسیر عقلانی و نظریة تفسیری قصدگرایی - مطروح در دانش هرمنوتیک- است؛ با این توضیح که ممکن است ایراد شود که دخالت دلیل عقلی بهعنوان عامل خارجی، مفسر را از کشف و استنباط مراد قانونگذار منحرف میسازد. بنابراین سعی شده است ضمن رد ایراد نسبی بودن احکام دلیل عقلی اثبات شود پذیرش نقش دلیل عقلی در تفسیر قانون، به معنای نادیده گرفتن جایگاه قانون و قانونگذاری نخواهد بود.