نقش ژئوکالچر در تحلیل فقهی عدم وجوب حجاب با عنایت به عدم الزام پوشش موی کنیز
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 دانشیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
3 استادیار، گروه حقوق، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2025.495788.4195چکیده
حدود یک دهه است که مسئله حجاب کنیز موردتوجه محافل علمی و متأسفانه با سوء استفاده موردتوجه رسانههای معاند قرار گرفته است و آن را وسیلهای برای نفی حجاب بانوان قرار دادهاند و این مسلم فقهی تمام مذاهب اسلامی را مورد خدشه قرار دادهاند. در این نوشتار برای اولینبار با روش کتابخانه ای با مطالعه موردی حجاب موی سر کنیز سعی شده است تا با استفاده از متون اصیل روایی و فقهی شیعه این مسئله را مورد بررسی قرار دهد و ازآنجاکه متأسفانه این مسئله در کتب فقهی و روایی عنوان خاصی نداشته است روایات این مسئله مورد غفلت نویسندگان و محققان قرار گرفته است. با بررسی صورتگرفته از میان 27 اثر فقهی اصیل (که در پیوست ذکر شده است) متأسفانه اثری از این روایات در این کتب، برای اثبات عدم وجوب حجاب برای کنیز استفاده نگشته است. نکته دیگری که در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت این است که عدم وجوب حجاب برای کنیز با گسست فلسفه حجاب - که حفظ حیا و کنترل مفاسد جنسی و حفظ خانواده است - همراه نیست و بلکه این حکم جامعیت دین اسلام را میرساند لذا با بررسی روایات و اقوال فقیهان بدین نتیجه رسیده شد که حجاب موی سر برای کنیزان واجب نیست؛ اما درعینحال ثابت شد همانطور که بهصورت کلان برای حجاب علت و فلسفهای وجود دارد، همانطور برای عدم حجاب نسبت به پیرزنان و کنیزان علت و فلسفه منطقی دیگری وجود دارد و این دو در تضاد با یکدیگر نیست؛ بلکه هم بهنوعی جامعیت اسلام و توجه به انواع اقشار جامعه را میرساند و هم اثباتکننده شریعت سهله و سمحه است.