بررسی اثر زمان برداشت و روش خشک کردن بر ترکیبات و عملکرد اسانس توده‌های مختلف نعناع‌فلفلی ایران

نویسندگان

1 دانش‌آموخته ارشد، گروه علوم باغبانی، دانشکده‌ی کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 استاد، گروه علوم باغبانی، دانشکده‌ی کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

3 دانش‌آموخته دکتری، گروه علوم باغبانی، دانشکده‌ی کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22084/ppt.2024.28226.2104
چکیده

نعناع‌فلفلی (Mentha piperita L.) گیاهی دارویی از خانواده نعناعیان است که اسانس استخراج شده آن نشان‌دهنده‌ی یک منبع مناسب برای اهداف درمانی، صنعت عطر و یک ماده طعم‌دهنده یا بویایی است. اهمیت دارویی این گیاه معطر به‌دلیل حضور ترکیباتی است که در اسانس آن وجود دارد که انجام مطالعات فیتوشیمیایی بیش‌تر بر روی آن ضروری می‌باشد. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی اثر متقابل سه عامل توده، زمان برداشت و روش خشک کردن بر ترکیبات و عملکرد اسانس در توده‌های مختلف نعناع‌فلفلی می‌باشد که به ‌صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار در سال 1400 اجرا گردید. نتایج تجزیه واریانس داده‌ها نشان داد که اثر متقابل دوجانبه‌ی توده با زمان برداشت، توده با روش خشک کردن و هم‌چنین زمان برداشت با روش خشک کردن هم در سطح احتمال 1 درصد معنی‌دار بودند. نتایج مقایسه میانگین نشان داد که گیاهان توده نورآباد در مرحله 100 درصد گل‌دهی که در سایه خشک شده بودند، بیش‌ترین عملکرد اسانس را داشتند. در مجموع 30 ترکیب مهم شناسایی شد که بیش‌ترین مقدار ترکیبات در توده ارومیه و همچنین بیش‌ترین تعداد ترکیبات در توده نورآباد مشاهده شد. نتایج همبستگی در مرحله تمام گلدهی و خشک شده در سایه نشان داد که بیش‌ترین میزان همبستگی بین ترکیب پروپازولن با اگزالیک اسید r=0.98 مشاهده گردید. مهم‌ترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس عبارت بودند از: منتول (52.20 درصد)، اوکالیپتول (31.08 درصد)، منتیل استات (27.89 درصد) و کاریوفیلین (12.62 درصد). در مجموع می‌توان نتیجه گرفت، توده‌های گیاهان نعناع‌فلفلی در مرحله رسیدن به گلدهی کامل و با روش خشک شدن با سایه بیش‌ترین میزان اسانس و ترکیبات را داشتند. بنابراین می‌توان توده‌های مورد نظر را انتخاب و صفات برتر را شناسایی و در برنامه‌های اصلاحی از آن‌ها استفاده کرد.