تفسیر دیوان اروپایی حقوق بشر از حق بر آزادی و نقش آن در تبیین مفهوم مصالح عالیه کودک در فرآیند پناهندگی
نویسندگان
1 استاد، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22099/jls.2024.48667.5036چکیده
مقدمه: فقر، تغییرات اقلیمی، مخاصمات مسلحانه، آشوبهای ملی، تعقیب آزارمند یا سایر مسائل جهانی، کودکان را مجبور ساخته است، بهتنهایی یا به همراه سرپرستان خود به سایر کشورها سفر کرده و بهمنظور داشتن یک زندگی معمول، در آن کشور درخواست پناهندگی دهند. این کودکان، اغلب در رویههای پناهندگی، در معرض خشونتها و سوءاستفادهها قرار گرفته، کودکی خود را در شرایط بسیار سختی را طی میکنند و سپس در کشورهای پناهندهپذیر نیز حقوق ایشان محدود میشود. با بروز مخاصمات مسلحانه در خاورمیانه در سالهای اخیر، تغییرات اقلیمی کلان در سطح جهانی و سایر مسائل جهانی، تعداد کودکان در رویههای پناهندگی که وارد اتحادیه اروپا شدهاند، بسیار افزایش یافته و همین امر موجب شده است، دولتهای اتحادیه اروپا درصدد جلوگیری یا محدود کردن ورود پناهجویان برآیند. از سوی دیگر، قواعد مربوط به حقوق بینالملل بشر و حقوق اروپایی بشر، مقررات حداقلی پیرامون پناهندگی برقرار ساخته است تا از اختیار گسترده دولتها بهمنظور اخراج یا بازداشت کودک، جلوگیری به عمل آورد.روشها: سوالی که در اینجا مطرح میشود آن است که دیوان تعادل میان مصالح عالیه کودک و امنیت دولت را چگونه برقرار ساخته است؟ برای پاسخ به این سوال، نگارندگان بهمنظور پاسخ به این سوال با استفاده از روش تحلیلی و کتابخانهای، به نتایج زیر رسیدهاند.یافتهها: در این رابطه دولتهای عضو اتحادیه اروپا، تعهدی متعاقب ماده 37 (ب) کنوانسیون حقوق کودک دارند. همچنین کمیته حقوق کودک همراه با کمیته کارگران مهاجر نیز بازداشت کودکان مهاجر را به دلیل ورود یا اقامت غیرقانونی، بهواسطه تضاد با اصل مصالح عالیه کودک، جز در مواردی که امنیت دولت ضروری تشخیص دهد، غیرقابل اجرا میدانند. با این حال چنانچه کودکان در رویههای پناهندگی مخاطرات امنیتی برای دولت پناهندهپذیر داشته باشند، دولتها میتوانند، با در نظر داشتن خطر فوری و ضرورت برای امنیت ملی، دست به بازداشت کودکان در رویههای پناهندگی بزنند. این امر را همچنین میتوان از ماده 3(1) کنوانسیون حقوق کودک مستخرج دانست. در ماده 3(1) کنوانسیون حقوق کودک، مصالح عالیه کودک صرفاً «یک ملاحظه اولیه» شناخته شده است و باید با در نظر داشتن سایر ملاحظات سنجیده شود. بر همین مبنا در شرایط بسیار حاد ممکن است، به عنوان آخرین راه چاره، دولتها به بازداشت کودکان اقدام کنند. بهمنظور آنکه این شرایط حاد احراز شود، دولتها، آزمونهای مختلفی را برای حل این تعارض برقرار کردهاند.نتایج: رویکرد آزمون «ضرورت و تناسب» در این رابطه بیان میدارد که محدودیتها باید در درجه اول ضرورت داشته باشند و در ثانی با اوضاعواحوال موجود متناسب باشند. بر اساس این آزمون و همچنین تعادل با اصل مصالح عالیه –بهعنوان یک ملاحظه اولیه- چنانچه بازداشت کودکان در رویههای پناهندگی، قابل اجرا تلقی شود، این بازداشت باید شرایطی را اقناع کند. در این رابطه، دیوان اروپایی حقوق بشر، با استفاده از ماده 5 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، اقدام به تفسیر حق بر آزادی کرده و شرایط بازداشت را احصا کرده است. به نظر میرسد، در این زمینه دیوان به این نتیجه رسیده است که چنانچه بهعنوان آخرین راه چاره بازداشت کودکان در رویههای پناهندگی لازم باشد، باید دو شرط لحاظ شود. اول آن بازداشت باید قانونی باشد؛ و دوم بازداشتگاه باید برای کودک مناسب باشد. مورد دوم پیرامون قانونی بودن بازداشت کودکان در رویههای پناهندگی، مناسب بودن شرایط بازداشتگاه است. از آنجا که کودکان بسیار آسیبپذیر هستند و نیازهای خاصی دارند، شرایط بازداشت باید برای کودک مناسبسازی شده باشد. بهمنظور احراز حقوق کودک در رویههای پناهندگی، اماکن بازداشت و نگهداری مناسب کودک، باید شامل شرایط لازم برای آموزش، بهداشت، دسترسی به بازی و امکانات فرهنگی باشد. علاوه بر آن مدت زمان طولانی بازداشت و وضعیت بلاتکلیفی کودکان، باعث اضطراب و آشفتگی روانی کودکان میشود؛ همچنین صرفنظر از زمان سپری شده در بازداشت، شرایط بازداشتگاه پلیس با توجه به استرس حضور در آنجا، برای کودکان مناسب تشخیص داده نشده و در صورت نگهداری در بازداشتگاههای پلیس چنین امری مخالف با مصالح عالیه شناخته شده است.