از یوسف نبی(ع) تا مهدی موعود(عج)‏ تأملی تطبیقی در مفهوم «غیبت» و «ناشناختگی»

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ دکترا، گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنرهای تجسمی پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jqst.2025.400424.670515
چکیده

در سنت روایی شیعه، یکی از مهم‌ترین تأویل‌های تفسیری برای تبیین وضعیت غیبت حضرت ولی عصر(عج)، مقایسۀ آن با داستان یوسف(ع) و برادرانش به روایت قرآن کریم است. در روایتی بلند از حضرت امام جعفر صادق(ع)، بر شباهت میان وضعیت وجودی مهدی موعود(عج) و داستان یوسف نبی(ع) تأکید شده‌است؛ شباهتی که فراتر از پنهان‌زیستی یا غیبت فیزیکی، بر «ناشناختگی» حجت الاهی نزد مردمان تأکید دارد. مسئلۀ محوری این مقاله تحلیل تطبیقی دلالت‌های معرفتی و تفسیری این روایت در نسبت با آیات سوره یوسف است. هدف پژوهش آن است که با تمرکز بر دو ساحت «غیبت» و «ناشناختگی»، نشان دهد چگونه روایت امام صادق(ع)، داستان یوسف(ع) را به‌مثابۀ الگوی تأویلی برای توضیح وضعیت منجی عالم بشریت به‌کار می‌گیرد. این مقاله بر پایۀ روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌هایی که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند، به تحلیل متن قرآن و روایت مورد نظر در دو منبع روایی بحارالأنوار و الغیبه نعمانی می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که در این روایت، غیبت امام عصر(عج)، نه صرفاً مفهومی زمانی یا تاریخی، بلکه امری معرفت‌شناختی است که شناخت نهایی را در تعلیقی الاهی قرار می‌دهد. روایت مذکور، با ارجاع به ناشناختگی یوسف نزد برادرانش، الگوی «حضورِ غایب» را صورت‌بندی می‌کند و از خلال آن، به تبیین فلسفۀ ناشناخته‌ماندن حجت الاهی در دوران غیبت می‌پردازد.