مردم، سیاست و دولت؛ از بیاعتنایی به سیاست تا ناکارآمدی دولت
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران(مرکز مطالعات سیاستگذاری عمومی)، تهران، ایران
doi
10.22059/jppolicy.2022.85916چکیده
از مقایسه دیگر کشورها با ایران میتوان به کارآمدی دولت در شماری سامانها و خلل در کارکردهای آن و به تبع آسیب به کارآمدی آن در ایران پی برد. عرصه سیاستگذاری عمومی، ضمن فارغکردن مشاهدهکننده از قضاوت ارزشی و نیز رهاکردن او از بار اتهام وابستگی و دلدادگی به خارج، این امکان را به او میدهد تا روشن کند که دولت ایران در شماری از مهمترین عرصههای سیاستگذاری عمومی از اقتصاد گرفته تا آموزش و فرهنگ و از اینها گرفته تا صنعت، کشاورزی، مدیریت آب و محیطزیست با چالشها و بحرانهای عمیقی مواجه است. پژوهشی که پیشتر نگارنده و همکارانی از کشور فرانسه انجام داده به کار مقایسه نظام و زمان سیاستگذاری عمومی در ج. ا. ایران، ج. فرانسه و ایالات متحده آمریکا آمده است. دولتهای دو کشور اخیر در تمام عرصههای مذکور از دولت ایران کارآمدترند. این مقاله مجال بحث در چرایی این وضع است و پیشنهاد نویسنده این است که میان این وضع و سطح سیاسی بودن مردم نسبت مستقیم وجود دارد و کارآمدی دولت به میزان درگیری شهروندان با امر سیاست و ترجیح امر عمومی و مصالح آن بر امر خصوصی و منافع آن نزد آنان، وابسته است. به رغم این که مردم ایران بسیار سیاسی پنداشته میشوند، به معنای مندرج در این مقاله چندان سیاسی نیستند و چنین نبودنشان سبب ناکارآمدی، ثقل و خودبزرگبینی سیاستمداران و دولت در ایران شده است. شواهدی یاریگر ما در حمایت از مدّعایمان خواهند بود که ذکر و بحثشان در این نوشته خواهد رفت.