هم ‏افزایی کنشگران بازآفرینی پایدار شهری با رویکرد حکمروایی ارتباطی - شبکه ‏ای مطالعة موردی (ستاد بازآفرینی شهر کرمانشاه)

نویسندگان

1 دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس، تهران

2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

3 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

4 استادیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

doi
10.22059/jhgr.2020.249755.1007617
چکیده

هدف از این پژوهش آسیب‏ شناسی مدیریت بازآفرینی پایدار شهری با رویکرد مدیریتی دولتی، متمرکز از بالا به پایین، سلسله‌مراتبی، غیرمشارکتی، نبود ارتباط و تعامل در بازآفرینی شهری، و گذار به هم‏ افزایی مشارکتی کنشگران مدیریت شهری (دولت، بازار، بخش عمومی، خصوصی، جامعة مدنی و شهروندان) با الگوی حکمروایی ارتباطی- شبکه‏ ای، همکارانه، تعاملی و گفتمانی در جهت دستیابی به بازآفرینی پایدار شهری است. با تلفیق برنامه ‏ریزی ارتباطی با حکمروایی شبکه ‏ای، رویکرد نوین حکمروایی ارتباطی- شبکه ‏ای در مدیریت نوین ظهور یافته است. روش پژوهش ترکیبی (کمی و کیفی) است. از تکنیک‌های مشاهده، مصاحبه، و پرسش‌نامه استفاده شده است. این پژوهش با هدف شناخت الگوی ساختاری روابط 34 سازمان و نهاد رسمی و غیررسمی مرتبط با بازآفرینی پایدار شهری انجام شده است. بدین منظور، از روش تحلیل شبکة اجتماعی استفاده شد. 34 کنشگر به‌عنوان نهاد در این شبکه قرار گرفته‌اند و درواقع تعیین ‏کنندة مرز اجتماعی شبکه‌اند. 1122 پیوند می‏ توانست در این شبکه شکل بگیرد. فقط 271 مورد آن (حدود یک‌چهارم) به‌وقوع پیوسته است که بیانگر اندازة ضعیف شبکه و نبود هم ‏افزایی ارتباطی- شبکه‏ ای مدیریت بازآفرینی پایدار شهری است. تراکم پیوند تبادل اطلاعات و همکاری در بین سازمان‌های مورد مطالعه (37 درصد) در سطح پایینی بوده است و شبکه در شاخص ‏های سیاست‌گذاری، هماهنگی، مدیریت (برنامه ‏ریزی، نظارت، و ارزیابی)، اجرا، ابزارسازی، تسهیل گری به صورت متمرکز و سلسله‌مراتبی است. اندازة شاخص انتقال ‏یافتگی در تبادل اطلاعات و همکاری ۲۸/۳۹ درصد میزان پایینی را برای قابلیت روابط انتقال ‏یافتگی نشان می‏ دهد و کوتاه ‏ترین فاصله میان دو کنشگر در این شبکه، ۴۶/۳ درصد، نشان‌دهندة پیوندهای ضعیف در شبکه است. فعالیت کنشگران بر حسب شاخص‏ های تحلیل شبکه و ارتباطات، پیوندها، و مرکزیت درونی و بیرونی کنشگران نشان‏ دهندة مرکزیت بخش دولتی (استانداری، راه و شهرسازی، و شهرداری) بالاترین نقش مرکزیت و پیوندهای واسطه ‏ای را داشته ‏اند  و نهادهای خصوصی، مدنی، و محلی پایین‏ ترین ضریب و قدرت را در شبکه داشته ‏اند. در ستاد بازآفرینی پایدار شهری فقط سازمان‌های دولتی عضو رسمی ستاد بوده ‏اند و نهادهای جامعة مدنی و کنشگران مردمی کنار گذاشته شده ‏اند و رویکرد متمرکز، سلسله‌مراتبی، و از بالا به پایین حکم‌فرماست و باید به سوی دولت تسهیل گر، جامعة مدنی کنشگر با رویکرد حکمروایی ارتباطی‌- شبکه ‏ای تغییر رویکرد گفتمانی انجام شود.