واکاوی تحول معنایی قوامیت با تکیه بر گفتمان معاصر عربی تحلیل تطبیقی دیدگاههای سنتگرایان و تجددخواهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.
2 دانشیار، گروه مبانی نظری جنسیت، پژوهشکدۀ زن و خانواده، قم، ایران.
doi
10.22059/jqst.2026.402008.670527چکیده
مفهوم «قوامیت» در آیۀ ۳۴ سورۀ نساء، در متون تفسیری معاصر و تحت تاثیر تحولات فکری و اجتماعی سدههای اخیر، دستخوش تحولی معنایی شدهاست. در خوانشهای سنتی، بهویژه در میراث تفسیری اهلسنت، قوامیت غالباً در چارچوب سلطه، استیلا و برتری مردان تفسیر میشد؛ اما با پیدایش جهان مدرن و برآمدن جریان نوزایی اسلامی از قرن نوزدهم، این خوانش سلطهمحور در گفتمانهای فکری معاصر به چالش کشیده شد و زمینه برای شکلگیری قرائتهای حمایتی از زنان فراهم آمد. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین این تحول معنایی، چگونگی تحقق آن و شناسایی سازوکارهای زبانی و غیرزبانی مؤثر بر آن در بستر گفتمان فکری معاصر عربی است. ازاینرو، پژوهش حاضر با تمرکز بر آرای دو جریان سنتگرایی و تجددخواهی در بطن این گفتمان، به تحلیل سازوکارهای این تحول معنایی میپردازد و این دیدگاهها را بهمنزله شواهدی برای اثبات دگرگونی معنایی قوامیت بررسی میکند. یافتههای تحقیق حاکی از تقابل این دو جریان در تفسیر قوامیت و اختلاف در روشهای تفسیری است. بر اساس یافتهها، سنتگرایان معاصر با تکیه بر نصمحوری، قوامیت را در قالب «ریاست مسئولانه» و «حمایت» بازخوانی کردهاند؛ درحالیکه تجددخواهان با رویکردی انتقادی و عقلمحور، به بازسازی بنیادین این مفهوم پرداخته و آن را از برتری جنسیتی به قلمرو عدالت جنسیتی و مسئولیت اجتماعی منتقل ساخته و حتی امکان قوامیت زنان را مطرح کردهاند. بدینسان، گفتمان معاصر عربی بیانگر گذار تدریجی قوامیت از الگویی اقتدارمحور به الگویی مشروط، کارکردی و عدالتگراست.