نقش سیاق در تفسیر المیزان‏ مطالعۀ موردی سورۀ واقعه

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22059/jqst.2025.393184.670464
چکیده

بررسی سیاق با توجه به نقش اساسی آن در تفاسیر قرآنی، از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. این مبحث، در مقام یکی از ریشه‌ای‌ترین مسائل در علوم قرآنی و تفسیری، از دیرباز مورد اهتمام مفسران قرار گرفته‌است. درواقع، اساس سیاق در فهم قرآن، همان وجه مشترک معنایی آیات است که با توجه به قبل و بعد عبارات حاصل می‌شود و در صورتی که با تناقضی مواجه نشود، از اعتبار بالایی برخوردار است. علامه طباطبایی، از معدود مفسرانی است که جایگاه سیاق را به صورت برهانی تبیین کرده و بر این نظر است که معنا از طریق قرائن مستند، اعم از قرائن لفظی، حالی و عقلی، قابل دستیابی است. این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی کاربرد قرینۀ سیاق در استنباط کلام الهی از دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر سوره واقعه در المیزان می‌پردازد تا به این پرسش پاسخ دهد که وی در تفسیر سورۀ واقعه، در چه مواردی از قاعدۀ سیاق بهره برده‌است؟ پژوهش نشان می‌دهد که علامه طباطبایی در روش تفسیری خود، به گونه‌ای ویژه بر شیوۀ سیاق لفظی قرآن با قرآن و به طور خاص بر تکنیک سیاق لفظی مرکب تمرکز کرده‌است و کاربرد سیاق عقلی در تفسیر سورۀ واقعه نسبتاً محدود است.