قانونگذاری در جمهوری دینی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی دماوند، دماوند، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22099/jls.2024.49195.5083چکیده
در این مقاله تلاش شده است در رویکردی هنجاری ماهیت قانون و امکان قانونگذاری در جمهوری دینی مورد ارزیابی قرار گیرد. سؤال اصلی مقاله عبارت است از آن است که با نظر به دانش هرمنوتیک چگونه میتوان به سنتزی عقلانی از آمیزش جمهوریت و دین در ترکیب جمهوری دینی یاری رساند و امکان قانونگذاری را در نظام دینی میسر ساخت؟ و چنانچه این امر میسر شد، قانون در جمهوری دینی چه ویژگیهایی خواهد داشت؟ جمع جمهوریت و دینی بودن منوط به برداشت ویژهای از جمهوری و دین است. جمهوریت واجد ویژگیهایی هم در شکل و هم در محتوا است. ازاینرو جمهوریت به رعایت شکل کاسته نمیشود. همچنین دینی بودن اگر ناقض آن شکل یا محتوا باشد، قابلجمع با جمهوریت نیست. نظر به دانش هرمنوتیک، دینی بودن نیز امری تفسیری است که در تفسیری حداقلی در دیدگاه این مقاله به حوزه ارزشهای عام بشری محدود میشود. در تفسیر حداقلی از دین، حقوق بشر رعایت میشود؛ حوزه اخلاق از حوزه حقوق تفکیک میگردد و جایگاه دین در به رسمیت شناختن ارزشهای عامی چون عدالت، آزادی و برابری به رسمیت شناخته میشود. لذا در برداشت مذکور از جمهوری و دین، جمهوریت دینی ممکن میگردد و قانونگذاری بشری در این نظام با نظر به ارزشهای عام بشری در حیطهای که عقل پذیرفته است، میسر میشود. بهعبارتدیگر، قانونگذاری بشری امکان وضع قانون را بهواسطه طرح «ایده اجتهاد» و با تلقی حداقلی از دین ممکن میسازد و بدین ترتیب نقش عقل در فرایند قانونگذاری به رسمیت شناخته میشود. قانون در پرتو این نظام ماهیتی عقلانی دارد که توسط نمایندگان مردم، با هدف برقراری عدالت وضع و تفسیر میشود. ازاینرو صاحبان قدرت در جمهوری دینی به متولیان دین محصور نمیشوند.