تأملی بر رویکرد تفسیری شورای نگهبان در پرتو نظریههای هرمنوتیک
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی ، تهران، ایران.
2 استادیار حقوق عمومی، گروه حقوق عمومی و بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی ، تهران، ایران.
doi
10.22099/jls.2024.49488.5118چکیده
هرمنوتیک همواره در پی گمشدهای است و آن جستجوی معناست؛ دانشی است که مقاصد مربوط به فهم، تفسیر، تأویل و برداشت را در رویارویی با متون مختلف دنبال میکند. با توجه به جامعیت رویکردهای تفسیری هرمنوتیک در دستیابی به «معنا»، هدف اصلی این نوشتار بررسی میزان تأثیرگذاری نحلههای هرمنوتیک نسبت به تفسیر متن اساسی در رویه نهاد رسمی صاحب صلاحیت آن است. قانون اساسی بهعنوان متن بنیادین نظام حقوقی هر کشور، مهمترین جایگاه را در سلسلهمراتب هنجارها خواهد داشت که ضرورت برخورد و برداشت محتاطانه با آن را تبیین میکند. در تحقیق حاضر، نظریههای هرمنوتیک در مواجهه با عمدهترین خوانشهای تفسیری شورای نگهبان در خصوص برداشت از قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد شورا چندان رویه ثابتی به دست نمیدهد و علیرغم اعلان رسمی بر وفاداری به متن، رویکردش همواره مابین سه عنصر تکوینبخش معنا در سیلان است. به نظر میرسد شورای نگهبان، جهت دستیابی به تفسیری مطلوب (در راستای نگرش متن محوری، مؤلف محوری و یا مفسرمحوری)، نیازمند رعایت شرایط توصیفی آرای هرمنوتیک در پرتو تفسیر خواهد بود تا با کاربست آن در کنار مباحث الفاظ اصول فقه، از «واقعیت تفسیری» موجود به سمت «حقیقت تفسیری» از آفرینش معنا دست یابد.