پدیدارشناسی تفسیر قرآن کریم‏ تحلیلِ مقولۀ تاریخمندی تفسیر قرآن با تأکید بر رویکرد هستی‌‌شناسی هایدگر

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه علوم قرآن وحدیث، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد اصفهان(خوراسگان)، دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران.

3 . استاد، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اهل بیت(ع)، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jqst.2025.384883.670400
چکیده

یکی از موضوعات بنیادین در حوزۀ تفسیر قرآن، بحث «تاریخمندیِ تفسیر» قرآن است. اندیشمندان اسلامی در سال‌های اخیر، مسألۀ «تاریخمندی قرآن» را مورد توجه قرار داده‌اند. وجه ناگفته‌ای که در کلام پیروان نظریۀ تاریخمندی قرآن قابل پی‌جویی است، دل‌ناگرانیِ ایشان درباره غفلت انسانِ مسلمان از مسائل نوپدید جهانِ خود، و فهمِ آیات قرآن، صرفاً از بستر نزول آیات است. مارتین هایدگر، فیلسوف پدیدارشناس، مسالۀ تاریخمندیِ تفسیر را از نظرگاهی ویژه و ذیل پرسش از مسالۀ «هستی»، مورد تأمل قرار داده‌است. «هستی»، چرخه‌ای همواره پویا و پیش ‌رونده‌است که از هرگونه سکون و ایستایی گریزان است. اما هستی را صرفاً به واسطۀ «انسان» می‌توان فهمید، زیرا او تنها پرسشگر هستی است و به‌ عنوان تنها موجودِ تاریخمند، در ذات خود هستنده‌ای پویا و تعالی‌ جوست. ازمنظر پدیدارشناسی، «تاریخمندی متن»، تنها در پرتو «تاریخمندی تفسیرِ متن» قابل تبیین است؛ زیرا متن، تنها به واسطۀ تفسیر، معنای خود را آشکار می‌نماید؛ اما از آن رو که تفسیر، فرآوردۀ فهم انسان است، فهم تاریخمندیِ تفسیر نیز پیشاپیش، معطوف به دریافتِ وجه «تاریخمندیِ مفسرِ متن» است. پژوهش حاضر، درصدد تبیین مسألۀ «تاریخمندیِ تفسیرِ قرآن» به سیاقی پدیدارشناسانه است. از این رو با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با تأکید بر الگوی فکری-فلسفیِ هایدگر، نقشِ تاریخمندیِ مفسر را در تاریخمندیِ تفسیر مورد بررسی قرار می‌دهد. از نگاه هستی‌شناسی، مسالۀ مورد بحث هنگامی به نتیجه خواهد رسید که تاریخمندی تفسیر، هم‌ راستا با تبیین ساحت‌هایِ تاریخمندانۀ هستی مفسر، که شامل«واقع‌بودگی»، «هرروزگی» و«طرح‌افکنی و امکان» است، مورد بحث قرار گیرد.