تحلیل و ارزیابی نقش و کارکرد قاعدۀ لطف در روش کلامی تفاسیر عدلیه در قرن ششم‏

نویسندگان

1 استادیار، گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

2 دانشجوی دکترا، فلسفه اسلامی، دانشگاه باقرالعلوم، قم، ایران

doi
10.22059/jqst.2025.387206.670413
چکیده

قاعده لطف از قواعد مهم کلام عدلیه به شمار می‌رود که اثبات بخشی از آموزه‌ها و عقاید دینی خود را از آن وام می‌گیرد. از جمله آنها می‌توان به وجوب تکالیف دینی، ضرورت بعثت انبیا، عصمت آنان، وجوب نصب امام و … اشاره کرد. نوشتار حاضر می‌کوشد رویکرد مفسران عدلیه را نسبت بدین مساله بازجوید و بازتابنده نوع کارکردی باشد که در بخش تفسیری عدلیه از این مساله وجود دارد. به طور کلی انعکاس قاعده لطف در تفاسیر در دو صورت هستی‌شناختی لطف و مصداق‌شناختی آن رخ نموده‌است. در بخش هستی‌شناختی موضوعات مهمی چون وجود لطف، وجوب لطف، گستره لطف، لطف و اختیار، لطف و قدرت، عذاب الهی و لطف در کانون توجه مفسران قرار گرفته‌است. در بخش مصداق‌شناختی، موضوعاتی مانند ثواب و عقاب، پیامبران، معجزه، قرآن، عصمت، فرشتگان، نماز، و بلا را برشمرده‌اند. طبق یافته‌های نوشتار حاضر مفسران بر آن بوده‌اند تا با بهره‌مندی از قاعدۀ لطف وجه حکمت‌شناختی بعضی از مسائل قرآنی روشن سازند.