استناد به سکوت دولتها در حلوفصل اختلافهای بینالمللی؛ با تأکید بر رویکرد دیوان بینالمللی دادگستری
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق بینالملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری حقوق بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22099/jls.2023.48342.5006چکیده
بررسی رویه کشورها و استخراج قواعد از عملکرد آنها موجب شناسایی و توسعه حقوق بینالملل است، اما گاهی ممکن است دولتها سکوت پیشه کنند؛ سکوت به آن معنا که در زمانی که ابراز موضع قانونی بهطور شفاف ضروری است، هیچ واکنشی نشان ندهند. در چنین مواردی آیا جامعه بینالمللی میتواند از طریق سکوت دولتها قائل به اذعان، تنقیح قواعد و یا توسعه حقوق بینالملل باشد؟ فرض بر این است که سکوت دولت میتواند بهعنوان رفتار دولت در نظر گرفته و منشأ توسعه حقوق بینالملل واقع شود. در تبیین سؤال موصوف، تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانهای به بررسی حقوقی تأثیر سکوت دولتها در حقوق بینالملل میپردازد که در این رابطه ضمن تبیین مفهومی سکوت دولت در حقوق بینالملل به بررسی جایگاه سکوت در حلوفصل اختلافهای بینالمللی پرداخته میشود. یافتهها حاکی از آن است که رویههای دیوان بینالمللی دادگستری ناظر بر تأیید ایجاد آثار حقوقی ناشی از سکوت است. برای مثال در پرونده معبد پره ویهار اگرچه دیوان با توجه به سایر شواهد، سکوت دولت را به معنای رضایت آن تلقی نکرد اما آثار حقوقی مترتب بر سکوت را مورد تأیید قرار داد. رویکردهایی نیز مشاهده میشود که سکوت بهعنوان مبین رضایت دولت ساکت شناسایی شده است، بهنحویکه بعضاً سکوت میتواند موجد آثار حقوقی و محدودکننده دولت باشد، مانند قضیه اختلاف حاکمیتی بر صخرههای پدرابرانکا/پائولو باتو پوته، صخرههای جنوبی.