نسبت عرفان و دین

نویسندگان

1 دانشیار فلسفه، مؤسسة آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره)

doi
چکیده

یکی از مباحث کلیدی و سرنوشت‌ساز دربارة عرفان و دین تعیین نسبت میان آن‌هاست. برخی عرفان را غیر از دین و حتی ناسازگار با آن می‌دانند. بر همین اساس، گروهی به عرفان دل‌بسته و از دین گسسته‌اند، و جمعی به دین پیوسته با عرفان به نزاع برخاسته‌اند. کسانی هم که عرفان را با دین سازگار می‌دانند در تعیین نسبت میان آن دو اختلاف نظر دارند. برخی عرفان را عین دین یا گوهر آن تلقی می‌کنند و دسته‌ای آن را جزئی از اجزای دین به‌شمار می‌آورند. تعیین نسبت میان دین و عرفان جز با کاوش در ماهیت دین و عرفان ممکن نیست. نظریه‌ای که در این مقاله تبیین و اثبات می‌شود این است که عرفان نه ضد دین، نه بیگانه از دین، نه عین دین، و نه جزئی از اجزای دین است، بلکه عرفان باطن دین است. در پرتو این نظریه بسیاری از پرسش‌ها و شبهاتی که در‌بارة عرفان و رابطة آن با دین وجود دارد نیز پاسخ داده می‌شود. با حل این مسئله ضمن روشن‌شدن نسبت دین و عرفان، چیستی آن‌ها نیز بهتر دانسته می‌شود. علاوه‌بر این، معیاری روشن برای تشخیص عرفان اصیل از عرفان‌های ناقص، التقاطی، و شبه‌عرفان‌ها به‌دست می‌آید.