تأثیر عوامل برون - درون دینی بر تکوین اقتدار هنجاری و حقوقی کلیسای کاتولیک
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22099/jls.2024.48132.4995چکیده
کلیسای کاتولیک از قرن چهارم تا پانزدهم میلادی، اقتداری عمیق در زندگی مسیحیان اروپای غربی داشت. این اقتدار چگونه شکل گرفت؟ آیا در این فرایند عوامل برون دینی (همانند شرایط عینی سیاسی و نهادی) نقش بیشتر داشته است یا محتوای درونی این مذهب؟ بر این اساس مقاله پیشرو، روند تکوین اقتدار کلیسای کاتولیک را در دو سطح برون و درون دینی بررسی میکند. یافتههای این مقاله نشان میدهد عوامل برون دینی ازجمله پیوند با امپراتوری روم و سپس بیدولتی پس از سقوط روم به دست بربرها، نقش بنیادین در تکوین اقتدار کلیسای کاتولیک داشته است. این اقتدار خود باعث غلبه روایت کلیسای کاتولیک از آموزههای مسیحی ازجمله رستگاری و مناسک هفتگانه همراه آن شده است. این فرایند نهایتاً به اقتدار بیشتر این کلیسا در قرون وسطی منجر شده است. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت عوامل برون دینی نهتنها نقش بنیادیتر در اقتدار کلیسای کاتولیک داشته است؛ بلکه بر عوامل درون دینی هم بسیار تأثیرگذار بوده است و سبب اعتبار بیشتر روایت کلیسای کاتولیک و به حاشیه رفتن روایتهای دیگر شده است.