تأملی بر رابطة حقوق و ایدئولوژی و تأثیر آن بر کثرت استدلال حقوقی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشکدة علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان

2 دانشیار گروه حقوق دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد دانشگاه اصفهان

3 استاد گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jlq.2020.269527.1007133
چکیده

حقوق اساساً پدیده‌ای اجتماعی است، بنابراین در ارتباط کامل با علوم اجتماعی دیگر است. برای فهم یک قاعدة حقوقی، باید آن را تفسیر کرد و برای تفسیر نیز ناگزیر از استدلال خواهیم بود. بنابراین رابطة میان استدلال، تفسیر و حقوق پیوندی ناگسستنی است. در کنار این امر سه مقولة مبنا، منبع و هدف قاعدة حقوقی شاکلة هر نظام حقوقی تلقی می‌شود. آنچه محل اشکال است، آن است که اگر در حقوق در پی اجرای عدالت اجتماعی هستیم، چرا در موضوعات مشابه استدلال‌های متفاوت و بعضاً متعارض شکل می‌گیرد؟ این پدیده به‌عنوان کثرت‌گرایی استدلال حقوقی تبیین شده است. رابطة متقابل حقوق و ایدئولوژی در کثرت‌گرایی استدلال قابل بحث است؛ بسته به اینکه ایدئولوژی حاکم بر ذهن یک دادرس حقوقی چه چیزی باشد، نوع استدلال او در تفسیر قواعد حقوقی نیز به همان اندازه متفاوت خواهد بود که در این پژوهش به‌تفصیل از آن سخن خواهد رفت.