بحثی دربارۀ آیندۀ حکمت اسلامی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفة دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

  حکمت اسلامی با همۀ تنوعاتش گونه‌ای از مفهومی‌کردنِ دریافت متفکران اسلامی از عالم و آدم است. این سنت به‌مثابة یک مشرب فکری در کنار سایر مشارب فکری در برخی از سرزمین‌های اسلامی، به‌خصوص ایران، پدید آمده و بسط پیدا کرده است. این سنت از آغازِ رویارویی کشورهای اسلامی با عالم جدید، از‌طریق برخی از نمایندگانش با مسائل تفکر جدید درآویخته است. بر‌اساس همین تجارب و افق‌هایی که برای آیندة فرهنگ معاصر قابل تصور است و با نظر به استعدادهای نهفته در این سنت، می‌توان به بحث دربارۀ آیندة آن پرداخت. کسانی که به حکمت اسلامی در عالم معاصر اهمیت داده و به صورت‌های مختلفی به تدریس و تحقیق در آن پرداخته‌اند، سه ‌گونه رویکرد داشته‌اند: 1.رویکرد آلی؛2. رویکرد اصالی؛3. رویکرد طریقی(راه‌جویانه). هرکدام از این سه رویکرد، به‌صورتی در تداوم حیات این سنت نقش داشته‌اند. حکمت اسلامی در آینده در دو قلمرو می‌تواند ادامه حیات دهد: 1. در برخی از حوزه‌های فرهنگیِ جهان اسلام، مثل ایران؛ و در کنار دروس مرتبط با علوم دینی؛2. در حوزۀ فعالیت‌های دانشگاهی. در این مقاله به‌طور کوتاه و مقدماتی به امکان‌های پیش روی این سنت در همین دو قلمرو پرداخته می‌شود.