گسست دولت حقوقی از مبانی آن در جنبش مشروطیت ایران

نویسندگان

1 دانشیار دانشگده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22099/jls.2024.49259.5099
چکیده

جنبش مشروطیت ایران یکی از رویدادهای تأثیرگذار در تاریخ کشورمان است که آثار آن را حتی در دوره کنونی نیز می‌توان مشاهده کرد. این جنبش درصدد جایگزینی حکومت استبدادی با دولت حقوقی در قالب سلطنت مشروطه بود و سرانجام موفق شد قانون اساسی را مستقر کند که در آن کوشش شده بود شالوده قانونی لازم برای دولت در قالب حکومتی پارلمانی با اصول اساسی مردم‌سالار فراهم آید. مقایسه جنبش مشروطیت با دیگر جنبش‌های قانون اساسی هم‌عصر آن در اروپا نشان می‌دهد که آرمان‌های آن بیشتر به جنبش قانون اساسی آلمان نزدیک است و محدودیت قدرت سیاسی مطلق پادشاه و به‌تبع آن قوه مجریه وجه غالب آن است. شالوده بحث ما در این مقوله، نخست بازشناسی برداشت اندیشمندان مشروطه‌خواه از «دولت حقوقی»، عناصر آن و نیز تجلی آن‌ها در قانون اساسی مشروطیت و متمم آن است. یافته های این مطالعه نشان می‌دهد که از آرمان «دولت حقوقی» به‌گونه‌ای منسجم در آرای اندیشمندان جنبش مشروطیت نمی‌توان سراغ گرفت. ازاین‌روی، به نظر می‌رسد مؤلفان قانون اساسی مشروطیت و متمم آن در نهادینه کردن مفاهیم دولت حقوقی به دلایل گوناگون چندان کامیاب نبوده‌اند. به‌علاوه، به لحاظ نظری نیز، در تحقق شاخص‌های مهم آن نیز شاهد نوعی گسست از مبانی هستیم.