بهرۀ برخی مفسّران شیعی از مواهب کاشفی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران

doi
10.22054/ltr.2023.68988.3585
چکیده

فهرست بلندی از تفاسیر شیعیِ فارسی که از ایران عهد صفوی تاکنون به نگارش درآمده، گواه بر تأثیری است که ملاحسین کاشفی از طریق تفسیر مواهب علیّه بر آن­ها داشته است. در این مقاله، با تکیه بر سه تفسیر دورۀ صفوی که به زمان تألیف مواهب و مؤلّف آن نزدیک­تر بوده­اند، این بهره­گیری‌ها پیگیری شده است. تفاسیری چون:تفسیرترجمة الخواص یا تفسیر زواره­ای از علی بن حسن زواره­ای (نگارش در 947 هجری).تفسیرمنهج‌الصادقین تألیف ملافتح‌الله کاشانی (م. 988 ق.) و خلاصۀ آن.تفسیر شریف لاهیجی اثر شیخ محمد بن شیخ علی لاهیجانی (م. 1090 یا 1095 ق.)آنچه در این پژوهش به شیوۀ مطالعۀ تطبیقی بر چند متن ادبی – دینی، رخ می‌نمایاند این است که با توجه به حضور پیدا و پنهان مواهب در ترجمۀ الخواص، می‌توان سهم تفسیر کاشفی را در اثر تفسیریِ زواره­ای، بیش از سایر مآخذ دانست، با این امتیاز که در عین اعتدال مذهبی، در مواردی که از کاشفی نقلِ با مأخذ می‌کند، جانب انصاف و ادب را نیز پاس می‌دارد؛ اما فتح­الله کاشانی در منهج، با این­که در بخش ترجمۀ آیات و ذکر اقوال اخلاقی یا عرفانی در تفسیر، بسی بیش از زواره­ای، به مواهب علیه اتّکا داشته و منقولات مواهب را در منهج درج کرده است؛ اما نسبت به کاشفی کم­لطفی­ها داشته است. همچنین غیر از تفسیر لاهیجی، در بسیاری دیگر از تفسیرهای نگارش یافته در این دوره، نقش پای مواهب کاملاً مشهود است.