تحلیل اسطورۀ پریان در ادبیات عامه بختیاری و متون ادبی (شاهنامه و قصّۀ سمک عیار)

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2024.76386.3771
چکیده

مردم بختیاری، پریان را موجوداتی زیبارو می­دانند که در شب و اغلب در بیشه­زارها بر جوانان ظاهر می­شوند و به آنان آسیب می­رسانند. موضوعی که سبب شده­است تا مادران از رفتن جوانان در شب به بیشه­زارها و باغ­های اطراف چشمه­ها جلوگیری ­کنند یا برای جلوگیری و رهایی از چنین آسیب­هایی، بسته­ای سبزرنگ را به نشانه بلاگردانی به بازوی آنان ­­ببندند. آنان پریان را از جن­ها می­دانند و جوانی که اسیرشان شود را «پری­زده» یا «جن­زده» می­گویند. در روایات مردم بختیاری، پریان سیمایی دوگانه دارند؛ از یک‌سو بسیار زیبارو هستند و از سوی دیگر، پیوند با آنان مساوی با آسیب است. هدف این پژوهش، تحلیل سیمای پریان در فرهنگ و ادب عامه بختیاری و متون ادبی ازجمله شاهنامه و سمک عیار است. بیان ویژگی­های صوری، خویشکاری و چرایی حضور و دلربایی از جوانان از دیگر اهداف پژوهش است. این پژوهش به شیوه کتابخانه­ای ـ میدانی و به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده­است. تحلیل موضوع پژوهش با یاری‌گرفتن از منابع گوناگون نشان می­دهد که زیبارویی و حضور در باغ­ها و بیشه­زارها، یادگاری از سیمای پریان در دوران ایران باستان است که در اندیشه و باور مردم بختیاری نمود یافته­است. مکار بودن و آسیب­زدن به جوانان مربوط به اخلاق دین زرتشتی است که پریان را منفی قلمداد کرده­است. بسیاری از نمودهای این باور ازجمله ابراز عشق به جوانان و جنگجویان، آسیب­زدن به آنان، پیوند با شب و غیره ریشه در اوستا و ازلحاظ جامعه شکارگری، زیبارویی پری، پیکرگردانی آن‌ها و غیره مشترکاتی با شاهنامه فردوسی و قصه سمک عیار دارند.