خوانش فرویدی سیر روانرنجوری تا روانگسیختگی در داستانهای سوررئال
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22054/ltr.2024.76887.3783چکیده
فروید با تشریح ساختار ذهن و تبیین چارچوب نوینی از کارکرد روان آدمی نشان داد که میان برهمکنش تکانههای ناخودآگاه و اختلالات روانی رابطهای دوسویه برقرار است. از آنجاکه ناخودآگاه محوری مهمترین اصل در داستانهای سوررئال به شمار میرود؛ مشابهتهایی میان این آثار با اقسام اختلالات روانی به چشم میخورد که قابل توجهاند. به تعبیر دیگر در داستانهای سوررئال طیف وسیعی از نشانههای اختلالات روانی در چرخهای مدور بازتکرار میگردند و میتوان گفت راوی در این قسم آثار، سوژهایست که در مواجهه با جهان پیرامون خود از روانرنجوری به روانگسیختگی میرسد. این پژوهش با تکیه بر یافتههای فروید به منظور پرداختن به منشأ پیدایش اختلالات روانی و وجوه تشابه آن در داستانهای سوررئال، نشان میدهد که عامل این مشابهتها اشتراک در منشأ و نحوهی بروز این اختلالات و ژرف ساخت رؤیا است؛ از این رو اگرچه ترکیب خلاقیت و جنون در معنای بیماری میتواند دستمایهی خلق آثار سوررئال گردد؛ لیکن انعکاس نشانههای اختلالات روان در این آثار لزوماً جنبهی بیمارگونه نداشته و میتواند ناشی از رؤیامحوری متن باشد. همچنین تبلور جنون و نشانههای آن در این آثار، چه از نوع حقیقی و عینی آن باشد، همانگونه که در داستانهای اورلیا و نادیا مشاهده میشود و چه صرفاً ناشی از مشابهتها و اشتراکات اساسی رؤیا و جنون باشد، همچنانکه در داستانهای بوفکور و گاوخونی به چشم میخورد؛ هر دو قسم آن به یک نحو در داستانهای سوررئال منعکس گشته و موجب تشدید جنبههای خلاقانه و هنری داستان میگردند.