بازشناسی مبانی تفسیری عبدالرزاق کاشانی در «حقائق التأویل فی دلائل التنزیل»
نویسندگان
1 استاد.گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استاد.گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه پیام نور. تهران. ایران
4 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه پیام نور مرکز تهران جنوب، تهران، ایران
doi
10.22059/jqst.2023.345672.670036چکیده
از کمالالدین عبدالرزاق کاشانی (د. 736) عارف و مفسّر قرن هشتم، آثاری چند در حوزۀ تفسیر قرآن برجای ماندهاست. مشی عارفانۀ او در آرای تفسیریاش بیتأثیر نبوده و او را به تدوین تفسیری با ویژگیهایی متفاوت از روزگار خویش، موسوم به حقائق التأویل فی دقائق التّنزیل سوق دادهاست. ازاینرو، در این تفسیر به چشم اعتبار نگریسته شد؛ خاصه آنکه مبانی نظری وی در این تفسیر تاکنون در اثری جداگانه، استظهار و بازشناسی نشدهاند. بنابراین این جستار به واکاوی و تبیین اهم بنیادهای نظری عبدالرزاق، پیشاتفسیر، پرداختهاست. اعتقاد به اعجاز بیانی قرآن، کاربرد مجاز در قرآن، همبستگی آیات قرآن در افادۀ معانی یکدیگر، ضرورت تأویل آیات، اعتبار قرائات گوناگون قرآن و لزوم توجه به اسباب نزول آیات، مهمترین مبانی تفسیری عبدالرزاق کاشانی بهشمار میروند. چنانکه اثر او مشتمل بر دقائق لغوی، ادبی و تأویلی است و وی با تأکید بر مجاز و تأویل و از رهگذر مشی صوفی- عرفانی به صورتبندی تأویلات بر معانی مجازی و مفاهیم رمزی – اشاری در برخی آیات پرداختهاست.