بهینهسازی شرایط تولید کالوس و باززایی شاخساره در دو رقم گلرنگ (Carthamus tinctorius)
نویسندگان
1 استادیار، گروه پژوهشی مهندسی ژنتیک و ایمنی زیستی، پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی، سارزمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده علوم و مهندسی کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 دانشیار، گروه پژوهشی مهندسی ژنتیک و ایمنی زیستی، پژوهشگاه بیوتکنولوژی کشاورزی، سارزمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران
doi
10.22084/ppt.2022.21106.1975چکیده
گلرنگ (Carthamus tinctorius) بهعنوان یکی از مهمترین محصولات اقتصادی جهان دارای یکی از با کیفیتترین انواع روغنهای خوراکی است. ارقام گلرنگ در مقایسه با دیگر گیاهان نسبت به روشهای مختلف کشت بافت و باززایی، گیاهان سرسختی هستند. بنابراین ارائه روشی با بازدهی بالا برای باززایی ارقام تجاری گلرنگ کشور ضروری است. در این پژوهش اثر غلظتهای مختلف هورمونهای BAP، Kin و TDZ بر صفات کالوسزایی و باززایی نو ساقه ریزنمونههای زیرلپه و لپه ارقام گلمهر و صفه گلرنگ بر روی محیطکشت MS حاوی 0، 2/0، 5/0 و 1 میلیگرم در لیتر هورمون NAA موردبررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بیشترین میزان کالوسدهی با زیرلپه رقم گلمهر در محیط حاوی غلظتهای یک میلیگرم در لیتر TDZ و نیم میلیگرم در لیتر NAA به میزان تقریبی 5/99 درصد و بالاترین مقدار باززایی نیز در محیط حاوی یک میلیگرم در لیتر TDZ و صفر میلیگرم در لیتر NAA در ریزنمونه لپه رقم گلمهر و حدود 33 درصد مشاهده شد. در ادامه شاخسارههای حاصل بهمنظور ریشهزایی به هشت نوع محیط ریشهزایی مختلف منتقل شدند. بهترین محیط برای ریشهزایی محیطکشت MS حاوی 2 میلیگرم در لیتر IBA، 20 گرم ساکارز و 7 گرم آگار بود. نتایج نشان داد که رقم گلمهر در مجموع از لحاظ باززایی و پاسخ به کالوسزایی برتر از رقم صفه بود.