بهینهسازی شرایط کشت درونشیشهای سوخ نرگس (Narcissus tazetta L.)
نویسندگان
1 استادیار، گروه بیوتکنولوژی گیاهان باغبانی، پژوهشکده بیوتکنولوژی صنعتی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، مشهد، ایران
2 مربی، گروه بیوتکنولوژی گیاهان باغبانی، پژوهشکده بیوتکنولوژی صنعتی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، مشهد، ایران
3 استادیار، گروه بیوتکنولوژی گیاهان باغبانی، پژوهشکده بیوتکنولوژی صنعتی، جهاد دانشگاهی خراسان رضوی، مشهد، ایران
doi
10.22084/ppt.2022.20781.1972چکیده
گیاه نرگس (Narcissus tazetta L.) یکی از مهمترین گیاهان سوخدار گلدار میباشد که ازدیاد سنتی آن از طریق تقسیم سوخ میباشد که روشی پرهزینه و وقتگیر است. لذا کاربرد تکنیکهای جدید کشت درونشیشهای میتواند به افزایش ضریب ازدیاد این گیاه زینتی کمک نماید. از این رو پژوهشی در قالب دو آزمایش جداگانه انجام شد. در آزمایش اول اثر موقعیت فلس جفتی در سوخ مادری بر میزان باززایی فلسهای جفتی گیاه نرگس در محیطکشت MS حاوی یک میلیگرم در لیتر تنظیمکننده رشد BA در ترکیب با 2/0 میلیگرم در لیتر تنظیمکننده رشد NAA، در قالب طرح کاملاً تصادفی مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش دوم به بررسی اثر انواع مختلف اکسین بر ریشهزایی گیاهچههای کشت بافتی نرگس پرداخته شد. بدینمنظور از محیطکشت ½MS حاوی یک میلیگرم در لیتر تنظیمکنندههای رشد NAA، IBA، IAA و محیطکشت فاقد تنظیمکننده رشد استفاده گردید. نتایج نشان داد کاربرد لایههای مختلف فلسی سوخ نرگس تأثیر معنیداری بر تعداد و قطر سوخک باززا شده داشت. در واقع کاربرد لایههای فلسی داخلیتر سوخ منجر به افزایش تعداد سوخک باززا شده گردید ولی قطر سوخک باززا شده کاهش یافت. با توجه به اینکه قطر و تعداد سوخک باززا شده، هر دو عامل مهمی در شرایط کشت درونشیشهای میباشند، لذا با در نظر گرفتن این نکته، کاربرد فلس جفتی گروه یک و دو جهت ازدیاد سوخ نرگس توصیه میگردد. همچنین یافتههای پژوهش حاضر برتری محیطهای کشت ½MS فاقد تنظیمکننده رشد و حاوی 1 میلیگرم در لیتر تنظیمکننده رشد IAA را در رابطه با ریشهزایی گیاهچههای کشت بافتی نرگس نشان داد.