حقِ مقاومت در برابر اشغال؛ با تأکید بر وضعیت فلسطین
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حقوق ؛ علوم سیاسی و تاریخ ، بخش حقوق
2 گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
doi
10.22099/jls.2024.49129.5071چکیده
از منظر حقوق بینالملل، مخاصمه میان گروههای مقاومت ضد اشغال خارجی و قدرت اشغالگر، مشمول قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه حاکم بر مخاصمات مسلحانه بینالمللی است. آیا میتوان این مخاصمه را بر اساس «حق مقاومت» صورتبندی و چنین حقی را در منظومه حقها جای داد؟ مبانی، منابع و آثار اعمال این حق کدماند؟ پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش اکتشافی-تحلیلی کوشیده مبنا و منابع این حق را با تکیه بر اندیشه حقوق طبیعی و در پرتو حقوق بینالملل تبیین کند و آثار آن را بکاود. بر این اساس در پرتو اندیشه حقوق طبیعی و مشخصاً حق تعیین سرنوشت بهعنوان یکی از قواعد آمره حقوق بینالملل به نظر میرسد مردم سرزمین تحت اشغال (جزئی یا کلی)، میتوانند حق بر مقاومت را با رعایت موازین حقوق بینالملل استیفا کنند. البته قلمرو این حق محدود به سرزمین اشغالی و دوران اشغال است و منحصر به مقاومت مسلحانه نیست. ضمن اینکه قدرت اشغالگر نیز در سرزمین اشغالی، حق توسل به دفاع مشروع را ندارد و میتوان گفت حق مقاومت، تضمینی برای خاتمه بخشیدن به اشغال فراهم میکند. بااینحال مشروعیت مقاومت مانع از آن نیست که اعضای گروه مقاومت در برابر نقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه مسئولیتی نداشته باشند و ممکن است در مواردی اعمال ایشان قابل انتساب به دولت ذیربط نیز باشد.