گذار از حقوق بشردوستانه به حقوق ضدتبعیض؛ تحلیلی حقوق بشری بر منازعه اسرائیل-فلسطین بر پایه شهروندی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی و بین الملل ،دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز فلسفه حقوق
2 استاد حقوق بشر کینگز کالج لندن
doi
10.22099/jls.2024.49518.5115چکیده
نظریه غالب در منازعه اسرائیل-فلسطین در کشورهای غربی مبتنی بر جریان مسلط رسانهای بهگونهای سامانیافته که مطابق آن تأسیس اسرائیل بهعنوان یک دولت مشروع قابلشناسایی است. جریانی رقیب اما در مقابل این نگاه در همان کشورها سر برآورده است که اسرائیل را همانند دولت آفریقای جنوبی یک نظام مبتنی بر تبعیض نژادی یا آپارتاید میداند. این مقاله به دنبال آن است که منازعه اسرائیل-فلسطین را در محک دو رویکرد حقوق بینالمللِ حقوق ضد-تبعیض و حقوق بشردوستانه مورد تحلیل قرار دهد و به این سوال پاسخ دهد که کدام رویکرد مبتنی بر اصول حقوق بینالملل بشر قابل دفاع است. سازمان ملل متحد و عمده مراجع حقوق بینالملل با شناسایی نظریه دو دولت و با تکیه بر نظام حقوق بشردوستانه عملاً آوردهای برای تأمین حقوق فلسطینیان از حقوق بشر عامی چون حق بر شهروندی و تعیین سرنوشت نداشتهاند. به نظر میرسد عبور از نظریه دو دولت و در نظر گرفتن همزمان نظام حقوق بشردوستانه در کنار نظام حقوقی ضد تبعیض بهتر میتواند وضعیت حقوق بشری منازعه اسرائیل و فلسطین را تحلیل کند؛ بهگونهای که شناسایی وضعیت اشغال سرزمینی مطابق حقوق بشردوستانه مانعی برای ضرورت پایان بخشیدن به نظام آپارتاید مبتنی بر تبعیض نژادی و لاجرم اعطای حقوق شهروندی و بهخصوص حق بر رأی سیاسی به فلسطینیان شود. تجربه جامعه جهانی در برخورد با آفریقای جنوبی و راهکارهای بعد از پایان نظام آپارتاید در فرمول حقوقیِ قابلقبول و عملیاتی در وضعیت حقوقی اسرائیل فلسطین بسیار راهگشاست.