تحلیل کنشی گفتمان هویت زنانه در رمان« بهشت» تونی موریسون براساس الگوی نشانه-معناشناسی گریماس

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبانشناسی، گروه زبان و ادبیات انگلیسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.

doi
10.22054/ltr.2024.78977.3827
چکیده

رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی با تأکید بر ابعاد حسی ـ ادراکی، عاطفی و زیبایی‌شناختی در یک گفتمان، محمل بسیار مناسبی برای تأویل، تحلیل و بررسی متونی بشمار می‌آید که نگره‌ها و مسائل هویتی در آن­ها مطرح است. مطابق آموزه‌های نشانه ـ معناشناسی گفتمانی، کنش گران می‌توانند با ایجاد و خلق جریان‌ها و چالش‌های درون‌گفتمانی همسو یا ناهمسو درخصوص مسئلة هویت با جامعه و محیط اطراف خویش به تعامل بپردازند یا علیه آن طغیان نمایند و برای احراز هویت خویش و بازسازی آن تلاش نمایند و به دنیای آرمانی، تخیلی یا واقعی پناه جویند. در رمان «بهشت» اثر تونی موریسون به‌مثابه رمانی که در آن زنان سیاه‌پوست برای گریز از مشکلات و مصائب جامعه پیرامون و دستیابی به بهشت راهی «صومعه» شده‌اند، سوژه‌ها در راستای رسیدن به هویت ازدست‌رفته و تحقیرشدة خویش و تقلایی ذهنی و بیرونی مداوم برای رهایی از بحران و تنش معنایی به مرکز ثقل گفتمان تبدیل می‌گردند تا بتوانند نقش خویش را در رابطۀ تقابلی یا تعاملی با دیگری (جامعه و...) ایفا نمایند. هدف از جستار پیشرو پاسخ به این پرسش است که در رمان بهشت، موضع‌گیری گفته‌پرداز چگونه به دستیابی هویت زنانه سیاه‌پوستان منجر می‌شود و این ویژگی باتکیه‌بر کدام یک از مؤلفه‌های نشانه ـ معناشناسی گفتمانی حاصل شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که گفته‌پرداز از طریق نشانه‌های نمادین، روابط فشاره­ای و گستره‌ای، کنش سوژه، و وجه پدیدارشناختی حضور، به مسئله بحران هویت در رمان پسااستعماری خویش دست‌یافته است. در این میان «بهشت» به‌عنوان نشانه‌ـ معنایی خیالی و ذهنی در نقش اتوپیا یا آرمان‌شهری رؤیایی که در آن از تبعیض نژادی خبری نیست کارکردی گفتمانی یافته است.