کاربست نظریۀ هلیدی و حسن در انسجام متنی نهجالبلاغه(مطالعۀ موردپژوهانۀ خطبۀ 181)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران؛ تهران، ایران
doi
10.22059/jqst.2023.344086.670017چکیده
نظریۀ انسجام متنی هلیدی و حسن، یکی از مقولههای مهم زبانشناسی معاصر است که برخلاف نظریات صِرف ساختگرایی، توجه مهمی به ساختارهای زبانی در بافت موقعیتی دارد و به واسطۀ آن میتوان نتایج قابل تأملی را در زمینۀ میزان انسجام متن ارائه داد. در نظرگاه آنان، عوامل انسجام متن در سه دستۀ دستوری، واژگانی و پیوندی قرار میگیرد. در پژوهش حاضر، ابعاد سهگانۀ انسجام در خطبۀ 181 نهجالبلاغه، بررسی شد؛ به طوری که انسجام دستوری با بسامد 44 درصد، بیشترین سهم انسجام را در خطبه داشته است و انسجام واژگانی با بسامد 43 و انسجام پیوندی با بسامد 13 درصد به ترتیب در جایگاه بعدی اهمیت قرار دارند. این فراوانی نشانگر آن است که برجستگی کلام امیرالمؤمنین، علاوه بر محتوای ژرف آن، مرهون کاربست هوشمندانۀ عوامل پیوندسازی است که از این همایش و تفکر در کنه معانی و مضامین آن حاصل میگردد و از عظمت جایگاه آن پرده برمیدارد.