بررسی اثر متقابل ژنوتیپ × محیط برای پایداری عملکرد دانه گلرنگ از طریق روش GGE بایپلات
نویسندگان
1 مربی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویر احمد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، یاسوج، ایران
2 استاد، گروه ژنتیک و بهنژادی گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
3 دانشجوی دکتری، گروه ژنتیک و بهنژادی گیاهی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
4 کارشناسارشد، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویر احمد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، یاسوج، ایران
doi
10.22084/ppt.2019.6375.1369چکیده
گلرنگ بهعنوان گیاهی متحمل به شوری و خشکی و سازگار با شرایط آب و هوایی ایران دارای اهمیت ویژهای میباشد. آزمایشهای ناحیهای ارقام جدید نقش مهمی در برنامههای اصلاحی گیاهان زراعی جهت جستجوی ارقام با عملکرد و پایداری بالا ایفا میکنند. در این مطالعه 15 رقم و لاین اصلاح شده گلرنگ همراه با رقم محلی اصفهان و رقم سینا بهعنوان شاهد در منطقه گرمسیر گچساران در شرایط دیم بهمدت سه سال زراعی (86-1384) در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار از نظر پایداری عملکرد دانه مورد ارزیابی قرار گرفتند. بر اساس نتایج تجزیه واریانس مرکب، اثر اصلی محیط و ژنوتیپ در سطح احتمال یک درصد و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط در سطح احتمال پنج درصد روی پایداری عملکرد دانه گلرنگ معنیدار گردیدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که 2/45 درصد از کل تغییرات، مربوط به اثر محیط و 26 درصد متعلق به اثر ژنوتیپ و اثر متقابل ژنوتیپ × محیط بود. دو مؤلفه اصلی اول و دوم اکثر ( 4/92 درصد) تغییرات موجود را توجیه نمودند. ژنوتیپهای سینا، Syrian، Cyprus Bergon و Cw-4440 کمترین فاصله را از ژنوتیپ ایدهآل داشتند و بنابراین برترین ژنوتیپها بودند و ژنوتیپهایEsfahan ، Cw-74 و Hartman با بیشترین فاصله از ژنوتیپ ایدهآل نامطلوبترین ژنوتیپها محسوب شدند.