مفهومسازی «معرفت» در آثار شیخ احمد جام نامقی بر اساس نظریه استعاره مفهومی
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
2 دانشجوی دکتری ادبیات عرفانی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22054/ltr.2023.67986.3556چکیده
در این مقاله به بررسی استعارههای مفهومی با تمرکز بر مفهوم «معرفت» در آثار احمد جام نامقی پرداختهشده تا نحوۀ کاربرد استعاره مفهومی و کارکردهای آن در ارتباط با مفهومسازی «معرفت» مشخص شود. همچنین آشکار شود احمد جام از کدامیک از استعارههای مفهومی برای تبیین «معرفت» استفاده بیشتری کرده است. برای این منظور کلان استعارههای «معرفت» و خردهاستعارههای مرتبط با آن استخراج گردید و برای عینیتبخشی به بحث، نمودار آنها ترسیم شد. پس از تحلیل و بررسی، نگارندگان نشان دادهاند که مبنای استعاره پردازیهای «معرفت» در آثار احمد جام سه کلان استعاره است: «معرفت ماده است»، «معرفت ظرف است» و «معرفت انسان است». همچنین نشان دادهاند شیخ جام برای اینکه مفهوم پیچیده «معرفت» را محسوس، ساده و قابلدرک کند از کلاناستعاره «معرفت بهمثابۀ ماده است» و خردهاستعارههای مرتبط با آن بیشتر از سایر استعارهها کمک گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آموزههای عرفانی احمد جام دربارة معرفت بر محور چند کارکردِ محدود مانند فنا، تسلیم، تسلّط و ناشناختگی میچرخد. منشأ حضور این کارکردها، پنداشت احمد جام درباره خداوند است. وی معرفت و خداوند را یکی میداند. از دیگر نتایج این پژوهش آن است که دیدگاه مذهبی و قرآنی احمد جام و ارتباطی که با دربار داشته در نحوة کاربرد استعارههای «معرفت» و کارکرد آن و تجسم بخشیدن به مفهوم «معرفت» تأثیرگذار بوده است.