بازتاب آیینها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب
نویسندگان
1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.68113.3565چکیده
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بنمایه های ادبیات هر کشوری بهویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوههای فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنتهای مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آنها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستانهای احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگیهای منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه بهویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد میکند؛ این تقابل به خواننده اجازه میدهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب میکند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبانزدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.