کارکرد زاویۀ‌دید روایی و یکان‌های معنایی در شکل‌گیری گفتمان ایدئولوژیک کهن‌متن‌های الهیاتی ایران بر پایۀ آرای ادبی راجر فاولر

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22054/ltr.2022.65918.3511
چکیده

اهمّیّتِ پیوندِ عناصر زبانی با عناصر ادبی و روایی در بررسی متون مختلف، بیش از هر زمان دیگر مورد توجّه منتقدان ادبی و همین‌طور زبان‌شناسان است. در پژوهش حاضر تلاش شده تا به کمک سطوح مختلف زاویۀدیدِ روایی و یکان‌های معناییِ تشکیل­ دهندۀ آن‌ها، چگونگی شکل‌گیری گفتمان ایدئولوژیک در «ارداویراف‌نامه» به­ عنوان یک اثر کهن و الهیاتی از ایران باستان، با ظرفیّت‌های ادبی و زبانیِ متعدّد، مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که این اثر چگونه به کمک سه سطح متفاوت زاویۀ­دید (مکانی، روان‌شناختی و ایدئولوژیک)، گفتمان ایدئولوژیک خود را به ­عنوان گفتمان غالب، که نشان‌دهندۀ مجموعه‌ای از ارزش‌ها و باورهای درون متن است، با خواننده مطرح می‌کند و شکل می‌دهد. برای بررسی پاسخِ این پرسش ضمن توجّه به حروف‌نویسی و آوانویسی این متن، ترجمۀ ژاله آموزگار از متن فرانسوی فیلیپ ژینیو مدّنظر بوده است. هستۀ اصلی چهارچوب نظری را آراء راجر فاولر شکل داده و در کنار نظرات وی از بحث‌های هالیدی، آسپنسکی و ژنت برای گسترش تحلیل‌های بخش نظری استفاده شده است. یافته‌های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی مستقیم یک نمونۀ مطالعاتی انجام شده نشان می‌دهد که هرچند «ارداویراف‌نامه» به­ عنوان یک متن الهیاتیِ باستانی دارای نویسندۀ مشخّصی نیست و به قصد ادبیّت نیز خلق نشده؛ امّا به سبب وجودِ عناصر روایی و زبانی مختلف، از ابتدای داستان تا پایان آن در حال شکل دادن گفتمان غالبِ خود است.