بتواره سرمایه داری دولتی در ایران (99-1323)
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jppolicy.2021.79491چکیده
مقاله کوششی است نو در فهم ماهیت بتواره ایِ سرمایه داری دولتی و منطق بازتولیدِ آن در جامعه ایران. استدلال اصلی نویسنده آن است که برای مطالعه اَشکال معینی که سرمایهداری در آن شکلها (مثلاً دولتی یا ملّی) در هر جامعه بروز میکند؛ ابتدا باید در جستجوی پاسخ به این پرسش اساسی بود که توسعة یک شکل خاصّ سرمایهداری، چه نسبتی با علّیتهای ساختی یا ساختار «انباشت، هژمونی، هویت و مشروعیتِ» پارادایم قدرت مستقر در آن جامعه داشته و تا چه حدّ «نظم پارادایمی موجود» را حفظ و بازتولید، یا دگرگون میسازد؟ وی با این استدلال، گرایش بتواره ایِ نخبگان قدرت به هسته سرمایه داری دولتی را بیش از هر چیز ناشی از بداهتِ ذاتی سازواری این نوع سرمایه داری با نظم پارادایمی می داند. نویسنده در ادامه، ریشه های نخستین و اصلی سرمایه داری دولتی را نه در دوره پس از استقرار پارادایم قدرت جمهوری اسلامی، بلکه در «الاهیات سیاسیِ مرحله تکوین» (41-1323) و «رتوریک انقلابیِ مرحله تکامل» این پارادایم قدرت (57-1341) میداند و نشان میدهد که چگونه این دو، گرایش به سرمایه داری دولتی را در دوره پس از استقرار جمهوری اسلامی، ایجاد و حتّی اجتناب ناپذیر کرد. آنگاه استدلال می کند که در دوره پس از استقرار، بر اثر ظهور «اخلاق انقلابی و روح ضدّسرمایه داری» در جامعه از یکسو، و قابلیت سرمایه داری دولتی در تقویت «سانترالیسم پارادایمی»، «آرمانی کردن نظم جدید»، «بسیج اضطراری»، و پیشبرد یک «برنامه کار پارادایمی بزرگ» از سوی دیگر، سرمایه داری دولتی خصلتی بتواره ای یافت. با این حال، از دید مولف سرمایه داری دولتی در ایران دارای بحرانهای ذاتی اختصاصی خود بوده و خواهد بود.