درآمدی بر رابطه ساحت زیستی و ساحت شناختی سیاستگذار: مغز، ذهن و تصمیم
نویسندگان
1 استادیار مرکز پژوهشهای اعصاب دانشگاه علوم پزشکی تهران
2 استاد مدعو دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jppolicy.2020.79516چکیده
شناخت رابطه دو جوهر مغز و ذهن برای درک نحوه تصمیم گیری انسان بسیار اساسی بوده و البته مسیر سخت و دشواری است که از طرفی با فلسفه تحلیلی و از طرف دیگر با علوم سلولی و مولکولی ارتباط پیدا می کند. این مقاله در صدد ترسیم تصویر روشنی از این ارتباطات بین رشته ای برای درک بهتر نقش مغز و ذهن سیاستگذار در اخذ تصمیم درحوزه سیاستگذاری عمومی است. مطالعه حاضر تعریف کاهلمن در تفکیک تصمیم گیری مغز به دو سیستم شهودی و منطقی و سهم ۹۵٪ سیستم شهودی را سوگیرانه می داند، آن را نیازمند باز تعریف می داند و مبتنی بر مطالعات بین رشته ای مدل بهینه ای ارایه می کند. یافته های مطالعات علوم شناختی و عصب تصمیم، نشان می دهد که تصمیم تحت تاثیر عوامل تعیین کننده ای چون سلامت و کارایی سلولی مغز تصمیم گیر و سلامت گیرندهای عصبی اطلاعات و در نهایت سطح خوداگاهی تصمیم گیر و ارتباط بین آنها می باشد. تصمیم میتواند تحت تاثیر اطلاعات تغییر شکل یافته بیرونی از محیط یا اطلاعات کاذب درونی خود ساخته سیستم عصبی مرکزی و توهم حاصله شکل گیرد. دریافت این اطلاعات غلط میتواند بدلیل آسیب گیرنده های حسی یا صدمات مغزی یا سوء مصرف مواد و دارو، حاصل آمده باشد. از سوی دیگر کهولت سن و آسیب های مغزی می تواند موجب کاهش ویا غیر متجانس شدن نرونهای مغزی و ایجاد دمانس و از دست دادن خاطرات هویتی گردد. این دسته از ناهنجاری بافتی مغز، موجب کاهش ظرفیت تصمیم گیری مغزـ ذهن، سوگیری های شناختی و کاهش توانایی های تصمیم گیری درست و بموقع و یا منجربه اتخاذ تصمیمات ناهنجار میشود. دامنه این اختلال تصمیم گیری می تواند از حوزه فردی فراتر رفته و با توجه به حوزه نفوذ سیاستگذار، تصمیمات و سیاستهای اجتماعی و ملی و در نتیجه سمت و سوگیری توسعه تمدنی در کشور و جهان را مورد تاثیر قرار دهد. آزمون این فرضیه نیازمند انجام پژوهشهای تجربی عصب شناسی بر جمعیت هدف سیاستگذاران خواهد بود.