سرچشمه های اساطیری رودابه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مجازی، جامعه المصطفی قم، قم، ایران
2 دانش آموختۀ دکتری ادبیّات حماسی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.63817.3459چکیده
اقوام هند و ایران پیش از آنکه از موطن اصلی از هم جدا شوند، مدّتی طولانی در کنار هم میزیستند و واجد یک فرهنگ، زبان، مذهب و اساطیر مشترک هندوایرانی بودند. با توجه به تأثیر فرهنگی متقابل ایران و هند بر یکدیگر، گاهی این امر امکانپذیر است که بتوان ریشۀ اسطوره های هندی را در ایران نیز جستجو کرد. با مروری بر داستان زال و رودابه در شاهنامه و جستجو در رمزگانهایی که در شخصیّت رودابه به صورت بارزی جلوهگر شده، درمییابیم که این شخصیّت، در ژرفساخت خود ممکن است به اصل و پیشینهای اساطیری برسد. با بررسی ویژگیهای این مِهینبانو و مطالعۀ کردارهای او در شاهنامه از یکسو و همچنین ردیابی ریشه های اساطیریِ همسان و تکراری در لایه های زیرین شخصیّتی وی، احتمالاً بتوان به یک بُنمایۀ کهن در جوامع مادرسالارانۀ عصر ماقبل تاریخ رسید که در آن ستایش و اقتدار الگویِ الهه - مادرِ بزرگ آب، باروری و عشق، قلمرو وسیعی را به خود اختصاص داده بود. آن الهه در هریک از سرزمینها و مناطق جغرافیایی کهن با کردارها و خویشکاریهای مشابه و با نامهای مختلفی جلوهگر شده است. نوشتار حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد یافتن ویژگیهای مشترک و همسان میان خدابانوی سرسوتی در هند و رودابه در شاهنامۀ فردوسی است. رودابه با داشتن ویژگیهای مهم همچون: تبار بیگانه، خویشکاری مادرانه، نگهداری نطفه، نامیرایی، ارتباط با آب، ماه، مار، کوه، پرندگان اساطیری، گل نرگس و غیره این انگاره را سامان میبخشد که به احتمال بسیار، ترکیبی از بازتابهای ایزدبانوی کهن آب در هند است.