بررسی گفت وگوی متن با مخاطب در غزلیات مولانا بر اساس نظریه گادامر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
4 استادیار گروه فلسفه، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
doi
10.22054/ltr.2022.66021.3513چکیده
هرمنوتیک گادامر پیوند تنگاتنگ و نزدیکی با مفهوم گفتوگو دارد. گادامر بر این باور است که بدون توجّه داشتن به عنصرگفتوگو، مخاطب و متن توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ بنابراین در این صورت نیز تأویلی صورت نمیپذیرد. غزلیات مولانا از جمله متونی است که مفهومی فراتر از تکمعنایی دارد. در باور مولانا معیار قدرت و ناتوانی انسان اندیشه و فهم اوست. او در غزلیاتش به دنبال گمشدهای است که هرگز در این جهان نمیگنجد، مگر از راه شهود و کشف عینی و این ادراکات در سایه گفتوگو که میدانی برای پرسشهای متفاوت و دستیابی به پاسخهای متناسب با آن است، امکان پذیر خواهد شد. نوشتار حاضر برآن است تا با رویکردی توصیفی-تحلیلی چند غزل از غزلیات مولانا را از این منظر تحلیل کند. دستاورد پژوهش نشان میدهدکه در پی پرسش و پاسخهای میان غزلهای مولانا و مفسّر (مخاطب) و با منطبق کردن افق معنایی آنها میتوان به تأویلی جدید دست پیدا کرد. مفسّر در هنگام مواجهه با متن میکوشد با توجه به موضوع به آن رجوع کند و پرسشها و پاسخهای متن را نسبت به مکالمه متن با شالوده بازیابی کند. این جستوجو از سنّت و امتزاج افق های مفسّر ظاهر شده است. به علاوه در این مقاله این نکته مورد بررسی قرار گرفته است که مولانا استنباط و وصول معانی را در فهم مخاطب میبیند و برای دستیابی به شناخت و درک متن بر فهم که محصول گفت وگوی میان گوینده و خواننده است و در اثر یک رخداد اتفاق میافتد، تأکید میکند.