ارزیابی انتقادی «عقلانیت» در خطمشیگذاری عمومی
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)
2 استادیار مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)
3 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.22059/jppolicy.2021.79494چکیده
عقلانیت را باید یکی از مفاهیم محوری در علوم اجتماعی و بطور خاص در خطمشیگذاری دانست. اهمیت آن به عنوان نقطه مرجع فرآیند خطمشیگذاری منجر به شکلگیری طیفی از نظریههای متعدد حول آن شده است. مقاله حاضر با محوریت این سوال که «تکثرات مفهومی عقلانیت در خطمشیگذاری عمومی چگونه صورتبندی شده و چه تطوراتی را پیمودهاند؟» و بوسیله روش مطالعه کتابخانهای اقدام به بازخوانی ادبیات عقلانیت در این حوزه کرده است. گستره عقلانیت اگرچه موجب انباشت دانشی خوبی در این زمینه شده است اما نوعی اغتشاش مفهومی را بطن خود به همراه دارد. بمنظور پیجویی ظرفیتهایی جهت برونرفت نظری و عملی خطمشیگذاران، از مدل 4 بعدی ون دی ون استفاده شد. دلالتهایی چون «ضرورت تعریف منطق جایابی عقلانیتها»، «بکارگیری اصطلاحات جدید در حوزه عقلانیت»، «بهرهگیری از تجربههای زیسته خطمشیگذاران عقلانی» و «حرکت به سمت تولید شاخصهای عملیاتی» به مثابه نقاطی آغازین جهت ارتقای عقلانیت در پهنه خطمشیگذاری ملّی پیشنهاد شدهاند.